وصیت های علی (ع) و کیفیت وفات آن حضرت
وصیت های علی (ع) و کیفیت وفات آن حضرت
محمدبن حنفیه نقل می کردند که وقتی شب 20 ماه مبارک رمضان رسید اثر زهر به پاهای پدرم رسید به گونه ای که ایشان نشسته نماز خواندند و به ما وصیت می کرد و ما را آرامش می داد وصیتی در 20 ماده به این شرح تقریر کرد و نوشته شد : بسم الله الرحمن الرحیم
این آن چیزی است که علی پسر ابوطالب وصیت می کند . علی به وحدانیت و یگانگی خدا گواهی می دهد ، واقرار می کند که حمد بنده و پیغمبر خداست ، خدا او را فرستاده تا دین خود را بر دین های دیگر غالب کند . همانا نماز و عبادت و حیات و ممات من از آن خداست . شریکی برای او نیست . من به این امر شده ام و از تسلیم شدگان خدایم .فرزندم حسن ! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نوشته من به او می رسد ، به امور ذیل توصیه و سفارش می کنم :
1- تقوای الهی را هرگز از یاد نبرید ، کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید .
2- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید ، بر مبنای ایمان و خداشناسی متفق و متحد باشید ، از تفرقه بپرهیزید . پیغمبر فرمود : اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو می کند فساد و اختلاف است .
3- ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید ، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می کند .
4- خدا ار ! خدا را ! درباره یتیمان ، مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند .
5- خدا را خدا را درباره همسایگان . پیغمبر آنقدر سفارش همسایگان را کرد که ما گمان کردیم می خواهد آنها را در ارث شریک کند .
6- خدا را خدا را درباره ی قرآن ، مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند .
7- خدا را خدا را درباره ی نماز ، نماز پایه ی دین شماست .
8- خدا را خدا را درباره ی کعبه ی خانه ی خدا . مبادا حج تعطیل شود که اگر حج متروک بماند ، مهلت داده نخواهید شد و دیگران شما را طعمه خود خواهند کرد .
9- خدا را خدا را درباره ی جهاد در راه خدا ، از مال و جان خود در این راه مضایقه نکنید .
10-خدا را خدا را درباره ی زکات ، زکات آتش جهنم را خاموش می کند .
11-خدا را خدا را درباره ی ذریه ی پیامبران ، مبادا مورد ستم قرار بگیرند .
12-خدا را خدا را درباره ی صحابه و یاران پیغمبر ، رسول خدا درباره ی آنان سفارش کرده است .
13-خدا را خدا را درباره ی فقرا و تهی دستان ، آنها را در زندگی خود شریک سازید .
14-خدا را خدا را درباره ی بردگان ، که آخرین سفارش پیامبر درباره ی اینها بود .
15-کاری که رضای خدا در آن است در انجام آن بکوشید و به سخن مردم ترتیب اثر ندیهد .
16-با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید ، چنان که قرآن دستور داده است .
17-امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید ، نتیجه ترک ان این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد ، آنگاه هر چه نیکان شما دعا کنند ، دعای آن ها مستجاب نخواهد شد .
18-بر شما باد که بر روابط دوستانه میان خود بیفزایید ، به یکدیگر نیکی کنید ، از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه بپرهیزید .
19-کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به صورت جمعی انجام دهید ، از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می شود ، بپرهیزید .
20-از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است . خداوند همه شما را در کنف حمایت خود محفوظ بدارد و به امت پیغمبر توفیق دهد که احترام شما و احترام پیغمبر خود را حفظ کنند . همه شما را به خدا می سپارم . سلام و درود حق بر همه شما باد .
امام علی (ع) پس از اتمام وصیت هایش رو به حسن کرد و فرمود حسن جان وقتی که من از دنیا رفتم مرا غسل بده و کفن کن و باقی مانده های کافور بهشتی را که از جدت رسول الله مانده است به بدن من بمالید ، آنگاه مرا داخل تابوت گذاشتید از جلوی آن حرکت نکنید بلکه از پشت سر تابوت بیایید و به هر طرف که تابوت می رفت شما هم بهمان طرف بروید و هر جا که تابوت من ایستاد ، بدانید که آنجا قبر من است . پس جنازه مرا روی زمین بگذارید و تو ای حسنم بر جنازه من نماز بخوان و هفت بار تکبیر بگو و بدان که گفتن هفت بار تکبیر به غیر از برای من و فرزند برادرت حسین (ع) یعنی قائم آل محمد بر کسان دیگر حلال نیست . و وقتی که از خواندن نماز بر جنازه من فارغ شده ای جنازه را بردار و همان جا را حفر کن که در آنجا قبری کنده شده و لحدی آماده است ، تخته چوبی خواهی یافت که پدرم حضرت نوح آن را برای من ساخته است ، پس جنازه را بردار و مرا روی آن قرار بده و آن گاه هفت عدد خشت خواهی یافت انها را بر روی جنازه ی من بگذار کمی صبر کن و یکی از خشت ها را بردار، خواهی دید که من دیگر آن جا نیستم و به پیش جدت محمد رفته ام و بدان که اگر پیغمبری را در شرق و جانشین او را در مغرب خاک کنند ، روح و جنازه آن وصی به پیش روح و جنازه ی پیغمبر می رود و بعد از مدتی دوباره به قبر باز می گردد . آن گاه قبر مرا از خاک پرکن و محل آن را از مردم پنهان نما و وقتی روز شد جنازه از را بر روی شتر بگذار و به کسی بده که به طرف مدینه می رود تا مردم فکر کنند که جنازه ی من است و قبر مرا پیدا نکنند . (این قسمت از وصیت برای آن بود که خوارج و دشمنان آن حضرت به جنازه حضرت دستبرد نزنند ) ، قبر امام علی (ع) تا زمان امام صادق (ع) مخفی بود تا این که بعضی از اصحاب فهمیدند که امام صادق (ع) در کجا قبر جدشان را زیارت می کنند و بالاخره در زمان هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی همه مردم از محل دفن امام علی (ع) مطلع شدند . آن گاه امیرالمومنین به فرزندان خود فرمود : به زودی موج فتنه ها از هر طرف به سوی شما سرازیر خواهد شد و کینه های منافقان این امت نسبت به شما آشکار خواهد شد و درصدد انتقام از شما برخواهند آمد . پس به شما توصیه می کنم که در این صورت صبر پیشه کنید که عاقبت خوبی خواهد داشت . پس حضرت رو به حسین کرد و فرمود : این امت تو را شهید خواهند کرد . پس باید صبور باشی و تقوا پیشه کنی . امام علی (ع) بعد از گفتن این توصیه ها بیهوش شد و پس از مدتی به هوش آمد فرمود : الان رسول خدا و عمویم حمزه و برادرم جعفر پیش من آمدند و گفتند زود به سوی ما بشتاب که ما مشتاق و منتظر دیدار تو هستیم ، آن گاه نگاهی به اهل بیت خود کرد و فرمود : همه ی شما را به خدا می سپارم ، خداوند همه شما را به راه راست و حقیقت هدایت کند . از شر دشمنانتان شما را حفظ نماید عرق بر پیشانی حضرت نشست . چشم های مبارکش را بست و پاهایش را به طرف قبله دراز کرد و فرمود : اشهدان لااله الا الله وحده لا شریک له و اشهدان محمدا عبده و رسوله » بعد از گفتن شهادتین ، روح بلند و ملکوتی آن حضرت به سوی جنت رضوان پرواز نمود .
هسته فرهنگی جوان عروج