وصیت های علی (ع) و کیفیت وفات آن حضرت

وصیت های علی (ع) و کیفیت وفات آن حضرت

محمدبن حنفیه نقل می کردند که وقتی شب 20 ماه مبارک رمضان رسید اثر زهر به پاهای پدرم رسید به گونه ای که ایشان نشسته نماز خواندند و به ما وصیت می کرد و ما را آرامش می داد وصیتی در 20 ماده به این شرح تقریر کرد و نوشته شد : بسم الله الرحمن الرحیم

این آن چیزی است که علی پسر ابوطالب وصیت می کند . علی به وحدانیت و یگانگی خدا گواهی می دهد ، واقرار می کند که حمد بنده و پیغمبر خداست ، خدا او را فرستاده تا دین خود را بر دین های دیگر غالب کند . همانا نماز و عبادت و حیات و ممات من از آن خداست . شریکی برای او نیست . من به این امر شده ام و از تسلیم شدگان خدایم .فرزندم حسن ! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نوشته من به او می رسد ، به امور ذیل توصیه و سفارش می کنم :

1-    تقوای الهی را هرگز از یاد نبرید ، کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید .

2-    همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید ، بر مبنای ایمان و خداشناسی متفق و متحد باشید ، از تفرقه بپرهیزید . پیغمبر فرمود : اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو می کند فساد و اختلاف است .

3-    ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید ، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می کند .

4-    خدا ار ! خدا را ! درباره یتیمان ، مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند .

5-    خدا را خدا را درباره همسایگان . پیغمبر آنقدر سفارش همسایگان را کرد که ما گمان کردیم می خواهد آنها را در ارث شریک کند .

6-    خدا را خدا را درباره ی قرآن ، مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند .

7-    خدا را خدا را درباره ی نماز ، نماز پایه ی دین شماست .

8-    خدا را خدا را درباره ی کعبه ی خانه ی خدا . مبادا حج تعطیل شود که اگر حج متروک بماند ، مهلت داده نخواهید شد و دیگران شما را طعمه خود خواهند کرد .

9-    خدا را خدا را درباره ی جهاد در راه خدا ، از مال و جان خود در این راه مضایقه نکنید .

10-خدا را خدا را درباره ی زکات ، زکات آتش جهنم را خاموش می کند .

11-خدا را خدا را درباره ی ذریه ی پیامبران ، مبادا مورد ستم قرار بگیرند .

12-خدا را خدا را درباره ی صحابه و یاران پیغمبر ، رسول خدا درباره ی آنان سفارش کرده است .

13-خدا را خدا را درباره ی فقرا و تهی دستان ، آنها را در زندگی خود شریک سازید .

14-خدا را خدا را درباره ی بردگان ، که آخرین سفارش پیامبر درباره ی اینها بود .

15-کاری که رضای خدا در آن است در انجام آن بکوشید و به سخن مردم ترتیب اثر ندیهد .

16-با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید ، چنان که قرآن دستور داده است .

17-امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید ، نتیجه ترک ان این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد ، آنگاه هر چه نیکان شما دعا کنند ، دعای آن ها مستجاب نخواهد شد .

18-بر شما باد که بر روابط دوستانه میان خود بیفزایید ، به یکدیگر نیکی کنید ، از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه بپرهیزید .

19-کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به صورت جمعی انجام دهید ، از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می شود ، بپرهیزید .

20-از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است . خداوند همه شما را در کنف حمایت خود محفوظ بدارد و به امت پیغمبر توفیق دهد که احترام شما و احترام پیغمبر خود را حفظ کنند . همه شما را به خدا می سپارم . سلام و درود حق بر همه شما باد .

 امام علی (ع) پس از اتمام وصیت هایش رو به حسن کرد و فرمود حسن جان وقتی که من از دنیا رفتم مرا غسل بده و کفن کن و باقی مانده های کافور بهشتی را که از جدت رسول الله مانده است به بدن من بمالید ، آنگاه مرا داخل تابوت گذاشتید از جلوی آن حرکت نکنید بلکه از پشت سر تابوت بیایید و به هر طرف که تابوت می رفت شما هم بهمان طرف بروید و هر جا که تابوت من ایستاد ، بدانید که آنجا قبر من است . پس جنازه مرا روی زمین بگذارید و تو ای حسنم بر جنازه من نماز بخوان و هفت بار تکبیر بگو و بدان که گفتن هفت بار تکبیر به غیر از برای من و فرزند برادرت حسین (ع) یعنی قائم آل محمد بر کسان دیگر حلال نیست . و وقتی که از خواندن نماز بر جنازه من فارغ شده ای جنازه را بردار و همان جا را حفر کن که در آنجا قبری کنده شده و لحدی آماده است ، تخته چوبی خواهی یافت که پدرم حضرت نوح آن را برای من ساخته است ، پس جنازه را بردار و مرا روی آن قرار بده و آن گاه هفت عدد خشت خواهی یافت انها را بر روی جنازه ی من بگذار کمی صبر کن و یکی از خشت ها را بردار، خواهی دید که من دیگر آن جا نیستم و به پیش جدت محمد رفته ام و بدان که اگر پیغمبری را در شرق و جانشین او را در مغرب خاک کنند ، روح و جنازه آن وصی به پیش روح و جنازه ی پیغمبر می رود و بعد از مدتی دوباره به قبر باز می گردد . آن گاه قبر مرا از خاک پرکن و محل آن را از مردم پنهان نما و وقتی روز شد جنازه از را بر روی شتر بگذار و به کسی بده که به طرف مدینه می رود تا مردم فکر کنند که جنازه ی من است و قبر مرا پیدا نکنند . (این قسمت از وصیت برای آن بود که خوارج و دشمنان آن حضرت به جنازه حضرت دستبرد نزنند ) ، قبر امام علی (ع) تا زمان امام صادق (ع) مخفی بود تا این که بعضی از اصحاب فهمیدند که امام صادق (ع) در کجا قبر جدشان را زیارت می کنند و بالاخره در زمان هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی همه مردم از محل دفن امام علی (ع) مطلع شدند . آن گاه امیرالمومنین به فرزندان خود فرمود : به زودی موج فتنه ها از هر طرف به سوی شما سرازیر خواهد شد و کینه های منافقان این امت نسبت به شما آشکار خواهد شد و درصدد انتقام از شما برخواهند آمد . پس به شما توصیه می کنم که در این صورت صبر پیشه کنید که عاقبت خوبی خواهد داشت . پس حضرت رو به حسین کرد و فرمود : این امت تو را شهید خواهند کرد . پس باید صبور باشی و تقوا پیشه کنی . امام علی (ع) بعد از گفتن این توصیه ها بیهوش شد و پس از مدتی به هوش آمد فرمود : الان رسول خدا و عمویم حمزه و برادرم جعفر پیش من آمدند و گفتند زود به سوی ما بشتاب که ما مشتاق و منتظر دیدار تو هستیم ، آن گاه نگاهی به اهل بیت خود کرد و فرمود : همه ی شما را به خدا می سپارم ، خداوند همه شما را به راه راست و حقیقت هدایت کند . از شر دشمنانتان شما را حفظ نماید عرق بر پیشانی حضرت نشست . چشم های مبارکش را بست و پاهایش را به طرف قبله دراز کرد و فرمود : اشهدان لااله الا الله وحده لا شریک له و اشهدان محمدا عبده و رسوله » بعد از گفتن شهادتین ، روح بلند و ملکوتی آن حضرت به سوی جنت رضوان پرواز نمود .

 

حکایت بیداری -مگسان گرد شیرینی

حکایت بیداری                

عیسی (ع) و شبان بیدار

عیسی مسیح (ع) به شبانی گفت « عمر خود را به شبانی گذراندی ، اگر در تحصیل علم صرف می کردی بهتر بود » عرض کرد : « ای پیامبر خدا ، من فقط شش مسئله از همه دانش ها آموخته ام و بدان عمل می کنم : اول اینکه تا حلال هست حرام نمی خورم و هرگز حلال تمام نشود تا نیاز به حرام باشد . دوم آنکه تا راست هست ، دروغ نمی گویم و هرگز راست ، تمام نشود تا نیاز به دروغ باشد . سوم آنکه تا عیب خودم هست ، به عیب دیگران نمی پردازم و هنوز عیوب خودم تمام نشده تا به عیب دیگران بپردازم . چهارم آنکه تا ابلیس نمیرد از وسوسه او ایمن نشوم و هنوز او نمرده تا من ایمن باشم . پنجم آنکه تا خزانه خدا را خالی نبینم به خزانه مخلوق طمع ندارم و هنوز خزانه و گنج خدا را خالی نیافتم . ششم آنکه تا هر دو پای خود را در بهشت نبینم از عذاب دوزخ ایمن نیستم » . حضرت عیسی (ع) فرمود :  « علم اولین و آخرین ، همین است که آموخته ای » .

مگسان گرد شیرینی

امام حسین (ع) در اثنای خطبه دوم فرمود :

قدری آرام ! وای بر شما که روی از ما برتافتید و از یاری ما سرباززدید ، بدون اینکه خطایی از ما سر زده باشد ، یا رای و عقیده نادرستی از ما مشاهده کنید . آن گاه که تیغ ها در غلاف و دل ها آرام و رای ها استوار بود ، مانند ملخ از هر طرف به سوی ما روی آوردید و چون پروانه از هر سو فرو ریختید . رویتان سیاه که شما از سرکشان امت و از ته ماندگان احزاب فاسد هستید که قرآن را پشت سر انداخته اید ، از دماغ شیطان درافتاده اید و از گروه جنایت کاران و تحریف کنندگان کتاب و خاموش کنندگان سنن می باشید که فرزندان پیامبران را می کشید و نسل اوصیا را از بین می برید . شما از لاحق کنندگان و زنازادگان به نسب و اذیت کنندگان موجنان و فریادرس پیشوای استهزاگران هستید که به استهزای قرآن می پردازند .

سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا ، ص248

 

داستان گریه امام حسن (ع) در برابر زن کامجو

داستان گریه امام حسن (ع) در برابر زن کامجو

ابن شهر در مناقب می نویسد که : در ابواء زنی بادیه نشین خدمت حضرت مجتبی (ع) رسید در آن حال امام حسن (ع) مشغول نماز بود نماز کوتاه نمود و فرمود : کاری داشتی ؟ جواب داد : آری . پرسید : حاجت تو چیست ؟ گفت : من زنی بی شوهرم به این مکان وارد شده ام و مایلم از شما کام بگیرم ! حضرت (ع) فرمود : دور شو از من ! می خواهی مرا با خودت در آتش جهنم بسوزانی ؟ ولی آن زن پیوسته درصدد دل بردن از آن حضرت بود . حضرت شروع به گریه کرد و در این بین می فرمود : دور شو وای بر تو . کم کم گریه آن جناب شدید شد . زن که حال امام حسن مجتبی (ع) را مشاهده کرد او هم شروع به گریه نمود . امام حسین (ع) وارد شد ، دید برادرش با این زن هر دو گریه می کنند . سیلاب اشک امام حسن (ع) چنان برادر را تحت تاثیر قرار داد که او هم شروع به گریه کرد . عده ای از اصحاب حضرت آمدند هر کدام آن حال را مشاهده می کرد ، گریه آن ها را می گرفت تا این که صدای گریه ایشان بلند شد . زن بادیه نشین خارج گردید . اصحاب هم متفرق شدند . مدتی از آن پیشامد گذشت . حسین بن علی (ع) از نظر عظمت و جلالت برادر خویش ، سبب گریه را نپرسید . نیمه شبی که امام حسن (ع) خواب بود ، ناگاه بیدار شده و گریه آغاز نمود . امام حسین (ع) پرسید : چه شده برادرجان ؟ امام حسن (ع) فرمود : خوابی دیدم و از آن جهت گریه می کنم . تفضیل خواب را جویا شد . حضرت فرمود : تا زنده ام به کسی مگو . یوسف صدیق را در خواب دیدم . مردم برای تماشای او جمع شده بودند من هم جلو رفته او را تماشا می کردم ، همین که حُسن و زیبایی اش را دیدم ، گریه ام گرفت . یوسف به سوی من توجه نمود و گفت : برادرم چرا گریه می کنی پدر و مادرم فدایت باد . گفتم : به یاد آوردم جریان تو را با زن عزیز مصر که چه رنج و مشقتی کشیدی ، به زندان افتادی ، پدر پیر و کهنسالت یعقوب در فراق تو چه دید ، برای آن گریه می کنم و در شگفتم از نیروی تو چه اندازه خودداری ؟ یوسف گفت : چرا تعجب نمی کنی از خودت راجع به آن زن بادیه نشین که او در ابواء با تو مصادف شد . چه حالی پیدا کردی ، دیدی چگونه اشک ریختی ؟

 

 

روز امتحان -روز اختتامیه

روز امتحان

هسته فرهنگی جوان عروج در روزهای پایانی بعد از تمام شدن مباحث کلاس از بچه ها هسته امتحان به عمل آورد . نفرات برتر انتخاب شدند و به آنها جوایز تعلق گرفت و سه نفر برگزیده برای رفتن به اردوی برگزیده استانی انتخاب شدند . در این روز برای سایر اعضای کلاس جوایزی تهیه شده و به کسانی هم که مقالاتی در زمینه های مختلفی نوشته بودند جایزه داده شد .

 

روز اختتامیه

امروز 10/6/91 همه هسته های فرهنگی جوان شهرستان دلفان در سالن سازمان تبلیغات جمع شده بودند . در این مراسم که با حضور رئیس سازمان تبلیغات برگزار شد و در سخنانشان افزودند که هدف از برگزاری این کلاس ها بصیرت و بیداری است به این معنا که جوانان ما باید بیدار باشند و از حیله های مختلف دشمنان آگاه باشند و بتوانند با علم و دانش و آگاهی از این حیله ها در راه اسلام و ایمان بیشتر باشند و هدف شیطان پرستان را که از بین بردن دین است را سرکوب کنند . در این مراسم جوایزی به رابطین فرهنگی داده شد و از تمام اعضای هسته های فرهنگی تقدیر و پذیرایی به عمل آمد .

ولایت مداری حضرت زهرا :

ولایت مداری حضرت زهرا :

بعد دیگر شخصیت آن حضرت ولایت مداری ست . او یک تنه در مقابل منافقین می ایستد . در مسجد مدینه سخنرانی تاریخی ایراد می کند و ماهیت دشمنان را افشا می نماید .

حضرت در سخنرانی خود درباره غضب ولایت امام علی فرمود :

« پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش ، خانه پیامبران و جایگاه برگزیده برگزیدگانش را انتخاب کرد در بین شما کینه و نفاق آشکار و جامعه دین فرسوده گشت . افراد گمراه خموش به نطق آمدند و فرومایگان پست به صحنه درآمده ، سرکردگان تبهکار نعره کشیدند و در میدان ها جولان دادند . شیطان سرش را از گریبان برآورد و شما را به سوی خود فراخواند و شما را اجابت کننده دعوت خود فراخواند که گول او را خوردید سپس در آزمایش خود شما را بی وزن و ناچیز دید و چون تحریکتان کرد و به خشم آمدید و بر غیرشتر خود داغ زدید (شتر دیگران را به نام خودتان غصب کردید ) و به آبشخور دیگری وارد شدید ! بله ، هنوز چیزی از رحلت رسول خدا نگذشته بود و زخم و جراحت فقدان او هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود ، بلکه هنوز جسد رسول خدا دفن نشده بود که شما از ترس اینکه فتنه ای بپا شود شتاب کردید و خلافت را ربودید ، آگاه باشید  که با این عمل در فتنه و آشوب سقوط کرده و جهنم را که بر کافر احاطه دارد برای خود برگزیدید»

حضرت زهرا برای دفاع از ولایت و اتمام حجت با مسلمین در خانه مهاجر و انصار می رود و مسأله غدیر خم و انتخاب علی را به عنوان جانشین پیامبر به آنها یادآوری می کند و از آنها برای دفاع از ولایت کمک می خواهد با گریه شبانه روز خود ، مظلومیت اهل بیت را به جهانیان اعلام می کند .

اعتراض به غصب ولایت :

محمود بن لبید می گوید : روزی حضرت فاطمه را در کنار قبر حمزه مشغول گریه و عزاداری دیدم به حضرت عرض کردم از گریه شما رگ های قلبم پاره شد . فرمود : ای اباعمرو ! من در داغ فراق بهترین پدری مانند رسول خدا هستم پس حق دارم اشک بریزم . عرض کردم درباره نصب حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر سوالی دارم ، آیا رسول خدا (ص) قبل از وفاتشان علی را صریحا به عنوان امام معرفی کردند ؟ فاطمه (س) فرمود : واعجبا ! آیا غدیر را فراموش کردید ؟ گفتم غدیر واقع شد ولی از آنچه پرسیدم به من خبر بدیهد . فرمود : خدای تعالی را شاهد می گیریم که شنیدم رسول خدا فرمود : علی بهترین شخصی است که بعد از من بر شما مردم امام و خلیفه است و بعد حسن و حسین و نه نفر از صلب حسین اما ابرارند .اگر از او پیروی کنید آنها را هدایت کننده و هدایت شده می بینید و اگر با آنها مخالفت کنید تا روز قیامت در بینتان اختلاف خواهد بود . پرسیدم چرا از حقتان دفاع نکردید؟

فاطمه (س) فرمود : ای اباعمرو! رسول خدا فرمود : مَثَل امام همانند کعبه است که مردم باید به طرفش بروند نه آنکه کعبه به سوی مردم بیایند . بعد حضرت ادامه داد : به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار می کردند و از عترت پیامبر اطاعت می نمودند دو نفر پیدا نمی شدند که درباره ی خدا با هم اختلاف کنند . امامت ادامه پیدا می کرد تا به نهمین فرزند حسین (ع) یعنی قائم ما می رسید .... »

« تهیه کننده : زهرا مرادی »

حضور آراسته ، با عفت و عزت نفس در جامعه

بسمه تعالی

حضور آراسته ، با عفت و عزت نفس در جامعه

برای حضور عزتمند و عفیفانه در جامعه ، دو برنامه را دنبال می کنیم :

1-    می کوشیم همواره آراسته ، تمیز و پاک باشیم همان طور که پیامبر خدا و اهل بین ایشان اینگونه بودند .

2-    حدود حجاب و پوشش اسلامی را رعایت می کنیم ، تا هم خدای بزرگ از ما راضی باشد و هم عزت و عفاف ما در جامعه حفظ شود و این عمل ما سبب گسترش کرامت های اخلاقی در میان مردم گردد.

خدایا ! در این راه پشتیبان و یاورمان باش.

 

باسم رب شهداء و الصدیقین

باسم رب شهداء و الصدیقین

با سلامی تنیده از دل و جان و برگرفته از نور ایمان پیچیده در دستار محبت و گره خورده دست عزت ، خدمت آقا امام زمان (عج) و نائب بر حق اش آقا امام خامنه ای دامه برکاه و با سلامی به رنگ ارغوان خدمت امام شقایق ها حضرت آیت الله العظمی روح الله الموسوی الخمینی (ره) و با سلامی از جنس تفکر شقایق به نازنین لاله های پرپری که در دشت جنون مشق عشق کردند و مورخان همیشه تاریخ اسلام اند .

ایران من می ستایمت به شکوه صبر مادرانت که دستان فرزندانشان را حنا می بستند تا مشق عشق تو در دفتر دوران بماند و درود و صد درود را نثار گهر فرزندانت می کنم ای صدف بی بدیل دریای آفرینش چندی پیش بود که فرشتگانی از جنس نور در جبهه های حق علیه باطل ترانه ی مستی می سرودند و از میخانه ناب احمدی پیاله سر می کشیدند ، ساقی میکده را درب می گشود و صف به صف از عشاق را نظاره گر می شد . آنانکه با جنون سابقون السابقون در طرب خانه حیرت بشری طرحی نو زدند و آفاق را به نام الله آنچنان سقف شکافتند که تا ابد بر تارک بر افتخار هستی نقش بستند . از شلمچه و اروند تا حلبچه و کوه های کردستان ذوالجناح غیرت مردانه را چنان راندند که نقاب سوخته کویر سرد دژخیمان غرب و شرق بهت زده با حسرت همیشگی اش در خماری ماند .

و اینک اما وارثان این تابناک اختران ماییم ، آنان در سجده دائم درآمده و برتر از ملائک شدند و من و تو هنوز در اول وصف شان مانده ایم . بر تار غروب زندگی غرب باید بنوازیم ، آری ... من و تو ... ما که میراثداران همین شهدائیم ، باید در میان موج های نهفته تکنولوژی و صنعت مدرن با صلابتی پولادین دل به دریا بزنیم و معادلات تماشاخانه کشف و شهود دشمنان را پر از x های مجهول کنیم ، ما باید در وادی پردرد بی دردی که گریبانگیر دنیای کنونی است بر پل همت بزرگ مردانی بایستیم که روزی وحشی اروند را به سخره گرفتند و فردایش هسته اتم را شکافتند ، آنانکه مستانه رقصیدند تا من و تو بسرائیم ترانه ی بودن را زیر لوای سرخ ولایت ، پس در وهم آلود وب و اینترنت مقدمه ساز ظهور منجی می شویم و حک می کنیم ویروس های کریهی را که چشم ناپاک بر حریم این آب و خاک دارند البته با دعای همیشگی ای بر لب اللهم عجل لولیک الفرج .

انتخاب

انتخاب

لحظات «انتخاب » دشوارترین لحظات برای انسان است . 

وقتی « لحظه انتخاب » فرامی رسد ، وسوسه ها و تردیدها هم به سراغ تو می آیند ، و آن « جلوه» ای را که در یک « برق معنویت » دیده ای ، از نظر و نگاهت محو می سازند . « چگونه بودن » یک از همین انتخاب های دشوار است . شخصیت تو گاهی در گرو همین تصمیم ها و برگزیدن هاست . این تویی که خمیر مایه ی « هستی » خود را ، با دو دست  « انتخاب » خویش ، شکل می دهی و می سازی .

یک شب  ،در خلوت خویش ، رو به آینه ی حقیقت بنشین و با خودت بی واسطه و بی ریا حرف بزن . تو کیستی چیستی ؟ کجایی ؟ چه می کنی ؟ چگونه ای ؟

تو مختاری ؛ پس ناچار باید انتخاب کنی ، بزرگی آدم ها به بزرگی انتخاب های آن هاست . تو می خواهی بزرگ باشی یا کوچک ؟

این دیگر با خود توست ، اما این راهم بدان که انتخاب تو همواره با توست ، تا ابد ، تا همیشه !

« برگرفته از کتاب گامی در مسیر از جواد محدثی ، با اندکی تعرف و اضافات »

توکل پس از تصمیم - حضور مسئولانه در جامعه

توکل پس از تصمیم

بار خدایا ! همان طور که تو فرمان داده ای ، تلاش می کنم با مراجعه به کتاب آسمانیت و قرآن و نگاه به زندگی پیشوایانم بهترین تصمیم ها را بگیرم و با تمام توان ، راه سرافرازی را بپیمایم .

اما من انسانم و توانایی هایم از توست پس ای خدای مهربان ! به قدرت بی پایان تو تکیه می کنم و بر تو « توکل » می نمایم .

 

حضور مسئولانه در جامعه

همان طور که سعادت و بهروزی خود لذت می برم ، کامرانی و خوشبختی دیگر انسان ها نیز برایم شیرین و شادی آور است . بنابراین برای رستگاری آنان نیز تلاش می کنم و کارهای زیر را در برنامه ی روزانه ی خود قرار می دهم .

1-همواره دیگران را با روش های درست ، بخصوص با انجام عمل نیک به نیکی ها دعوت می کنم .

2-در مقابل ترک واجبات و انجام محرمات احساس مسئولیت کرده ، برای جلوگیری از تکرار آن ها اقدام نمایم .

شعر زیبای دلفان

دلفان

با سلامی پاک بر خاک سرور

شهر دلفان جایگاه باشعور

خاک دلفالن در لرستانم تک است

جایگاه قوم محبوب لک است

لک زبانان قدمتی بیش از چنار

این زان لک، زبانی ریشه دار

روستایی و عشایز ، پاکباز

مردوانی باشرف،مهمان نواز

یادگاری از نژاد قوم ماد

پیروان مرتضی مولای داد

سرزمینی از طوایف لک

شیر مردانی دلاور،پاک تن

ایل کاکاوند،ایلی سربلند

می درخشد نام آنان چون سهند

ایل میربگ صورت ماه مهین

با اصالت ریشه این سرزمین

قوم نورعالی نجیب و مهربان

خاک دلفان از وجود او عیان

قوم ایتیوند م، مردانی دلیر

از شهامت،از شجاعت عین شیر

قوم کولیوند و خاوه، با نشان

پاکدامن،اهل ایمان و بیان

آخرین قوم شریف خاک ماد

نام زیبایش بود اولاد قباد

دلنشی وخالص و شیرین سخن

ریشه دارند از عهد کهن

با سلامی بر شهیدان رهش

بر زمین و خاک و مینای مهش

شاعر این خاک پر معنا منم

بهر دلفان عاشق و شیدا منم

 

 

 

 

درباره لک

800x600


كليات و جغرافياي سيمره

رود سيمره كه در ميان بوميان منطقه به ( آب خشمگين ) معروف است و
 گذشته ها به ( خواپ ) و خواسپ و لاوكني ) شهرت داشته ، بزرگترين و با سابقه ترين رودخانه غرب كشور است . رودخانه سيمره از مرتفع ترين و يا به گفته ديگر سردترين نقطه غرب كشورمان ، يعني كوههاي استان همدان آغاز و تا پست ترين و پائين ترين و گرمترين نقطه جنوب كشور ، يعني جلگه اهواز امتداد مي يابد . اين رودخانه در عمق دره اي وسيع و طولاني از شمال به سمت جنوب رشته كوههاي زاگرس به طول 775 كيلومتر عبور كرده و در دزفول رودخانه و كرخه را تشكيل مي دهد . اين دره ژرف و طولاني مهد پيدايش و استمرار حيات بشر اوليه و انسانهاي دوره ي نوسنگي ، يعني انسان (    ) و تمدنهاي نخست جهان بوده و در دوران مادها به دره ( مهرگان كده) اشتهار داشته است .

 

تمدنهاي اوليه

 

اولين دولت ايران ، باستان ، يعني ، ماد در اين ناحيه يعني سيمره بوجود آمده است . سيمره از لحاظ موقعيت جغرافيايي و استراتژيكي در گذشته ها بسيار حائز اهميت بوده است . اين منطقه به خاطر برخورداري از نقاط كوهستاني و جنگل فراوان و نيز تنوع آب و هوايي و بهره مندي از آب رودخانه سيمره و سرابها ، چشمه سارها و آب ريزهاي فصلي مربوط به آن ، از دير زمان محل مناسبي براي رشد و پرورش و پيدايش و استقرار و امرار معاش بشر بوده است و به طور كلي محل امن و مناسبي براي حيات انسانهاي عصر گذشته بشمار
مي رفته است . و به همين دليل در اين ناحيه انسان از ما قبل تاريخ حيات داشته و به حيات خود در اين ناحيه ادامه داده است . وجود ميراث باستاني فراوان و آثار مكشوفه دردلفان ، بيستون پراو، هرسين ، كنگاور و ... كه در سر منشأ رودخانه سيمره واقع اند . گوياي اين حقيقت است كه دسته هايي از انسانها نخستين زندگي غارنشيني و ابتدايي خود را درون اين غارها سپري كرده و با كشف كشاورزي براي اولين بار در اطراف و اكناف رودخانه سيمره به كشاورزي پرداخته و حيات خود را پيرامون اين رودخانه گسترش دادند .

نخستين انسانهاي اوليه چند منطقه را سر منشاء زندگي خود كردند و اين مناطق را كشف و در كنار آنها زندگي مي كردند . كه مهمترين و اصلي ترين آنها رود سيمره است كه ادامه ي آنها عبارتند از : گاماسياب ( نهاوند ) رودخانه قره سو در ( كرمانشاه ) بادآور و گیزه رود در دلفان ، مرگ در ماهيدشت و سرفير وزآباد ، گراب و روانسر و رودخانه راز آور در كامياران و در اين مناطق به زندگي پرداختند . همين دسته از انسانها كه انقلاب كشاورزي و بعدها دامپروري را در ناحيه سيمره پايه گذاري كرده بودند ، از آب خروشان رود سيمره و كوه و جنگلها و نيز دشت و دره هاي آن استفاده كافي برده و از غار و صخره هاي موجود در منطقه به عنوان پناهگاي امن و مطمئن براي مصون ماندن از گزند دشمن و نيز غلبه بر دشمنان استفاده كردند و اين ناحيه را به عنوان محل و مكاني مناسب در كليه شئون مادي و معنوي زندگي انتخاب كرده و به دفاع از آن پرداختند ، بطوريكه اقوام مهاجم به دليل وضعيت خاص منطقه و حضور جنگجويان بومي ساكن در آن هرگز نتوانستند در آن ناحيه رخنه كنند . به اين خاطر ساكنين بومي اين ناحيه قرنهاي متمادي به حيات در اين ناحيه ادامه داده و از نفوذ دشمن به داخل آن لااقل نفوذ دشمن به نواحي مركزي آن جلوگيري كردند . تاريخ گوياي آن است كه منطقه سيمره هميشه به دست بوميان ساكن در آن اداره گرديده و هيچ قوم مهاجمي نتوانسته است بوميان آن را شكست بدهد در منطقه سيمره آثار باستاني فراواني در سراسر منطقه سيمره از ابتدا تا انتهاي طول قابل مشاهده مي شود . يعني از نهاوند ، دلفان لرستان ، بيستون و هرسين گرفته تا دره شهر و آبدانان و.... قابل مشاهده بوده و يافت گرديده است .

 

لك در فرهنگ و منش

( وجه تسميه اسمي لك ) :

براي واژه « لك » به فتح ل و سكون ك ، در فرهنگهاي معاني متفاوتي آمده است كه عبارتند از :

1 ـ درفرس اسدي واژه هاي لاك ، لك ، لكارا ليكي دانسته و آورده است كه همه رنگي است سرخ كه نقاشان بكار دارند و عنصري گويند .

همي گفت و پيچيد برخشك خاك      زخون داش خاك همرنگ لاك

2 ـ مصلح الفرس آن را به معني مردم رعنا و نيز بضم لام داروئي دانسته كه تيغه كارد را در دسته بدان محكم كنند .

3 ـ فرهنگ قرآس آنرا به معني ( نام داري ) آورده است .

4 ـ فرهنگ تحفه الاحباب تأليف حافظ اوبهي هروي نوشته شده به سال 933 هـ - ق در توضيح واژه لك چنين آورده است كه ( لك به معني تكاپوي بود و بعضي آلات خانه از كاسه و كوزه و غيره ... و لك به ضم اول ، آن دارو باشد كه كارد در آن به دسته استوار نمايند دوژ گويند .

5 ـ در برهان القاطع معاني چندي براي واژه لك آورده است . از جمله مي نويسد : رد ... به فتح اول و سكون ثاني . يكصد هزار گويند به صد هزار رسيد آنرا لك خواندند ( احتمالاً در قديم عدد هزار بزرگترين عدد شناخته شده تا آن دوران بوده است ) و جامه و سته كهنه و پاره شده و رخت و لباسي كه مردم پوشند خواه نو باشد خواه كهنه و داغ و لكه جامه و غيره آن را لك گويند كه لك هاي امروزي در سيمره بازمانده همان قبيله اي هستند كه از قديم الايام به لك مشهور بوده اند و بسته به نظر كاردان تبار شناسي است كه يكي از اين واژه ها لك ، به معني ، ايل يا قبيله انتخاب نمايند . امروزه واژه لك نه تنها نام طوايف يك زبان ساكن در سيمره است بلكه نام چند ده روستا در سراسر ايران نيز هست كه به شرح زير آورده مي شود :

1. لك lak : دهستاني است از بخش قروه شهرستان سنندج بين دهستان هاي اسد آباد و ييلاق واقع شده است مركب از 15 آبادي است .

2. لك lak : دهي از دهستان خدابنده بخش قروه سنندج .

3. لك lak : دهي از نازلو ، بخش حومه شهرستان اروميه .

4 ـ لك آله lakale : الف ) به دهي از دهستان گرما رود بخش گلسير شهرستان اهر ، ب ) دهي از بخش چاپلق شهرستان اليگودرز نيز هست

5 ـ لكه ن lakan : دهي از دهستان چنار رود بخش آخوره شهرستان فريدن

6 ـ لك بن lakbon : دهي است از دهستان لاهيجان بخش حومه شهرستان مهاباد

7 ـ لك بزرگ lak bozorg : دهي است از دهستان خرقان غربي بخش آوج شهرستان قزوين

8 ـ لك درق lak derag : دهي است از دهستان اجاره رود بخش حومه شهرستان اردبيل

9 ـ لك ران lak ran : دهي از دهستان مشكين خاوري بخش مركزي شهرستان اردبيل

10 ـ لكزي lakzi : دهي از دهستان گل تپه فيض الله بگي بخش مركزي شهرستان سقز

11 ـ لكستان lakestan  : دهستان خاور بخش شاپور از شهرستان خوي كنار درياچه اروميه

12 ـ لك لر lak lar : دهي از دهستان گاو دول بخش مركزي شهر مراغه

13 ـ لك لر lak lar : دهي از دهستان آتش بيگ بخشي اسكندر شهرستان تبريز

 

لك ها از نظر فرهنگ و منش ها با کردها همانند و در تمام وجوه اعتقادي و كنشهاي فرهنگي و بومي با يكديگر همسان و هم رفتارند . تنها از حيث گويش تفاوتهايي با يكديگر دارند . در رابطه با آئين مذهبي آنان هم اگر توجه نمائيم تنها در دلفان و ( ايلات جلالوند و عثمانوند ) پاره اي ويژگيها هست كه از نظر اعتقادي متفاوت است و پيروان يارسان و يا اهل حق انجام مي دهند كه بايد گفت آن كنشها هم بر ريشه اي كهن استوار است . و ميتوان در اين مذهب ، اثري از آئينهاي يكتا پرستي ايران باستان بويژه عرفان ايراني را يافت . نكته مهم اينجاست كه تمام دعاها و نيايش هاي آنان كه سينه به سينه به آنها رسيده مجموعه اي پر ارزش است به گويش لكي كه اينان لكي را براي زبان اعتقادي برگزيده اند و ميراث فرهنگي بخشي از ايران را پاسداري كرده و مي كند .

لكها عموماً در شمال و شمال باختري لرستان كه منطقه اي سردسير است زندگي مي كنند . رشد جسماني آنان سردسيري است . بيشتر زنان و مردان كه پيوندهاي قبيله اي و دروني داشته اند و با نژادهاي ساير نقاط آميخته نشده اند داراي قامتي بلند و صورتي كشيده و اندامي ورزيده و چهره اي روشن مي باشند . طبيعت پاك و دست نخورده محيط زيست اگر با تغذيه صحيح و كامل همراه بود . براي آفرينش اثر چشمگيري است .

 

فرهنگ و ادبيات لكي

از قديم ترين آثاري كه واژه هاي لكي و لري در آن فراوان بكار رفته است و اصولاً به فهلويات مشهور است دوبيتي هاي باباطاهر و دوبيتي هاي قطران تبريزي است . سند قديمي ديگر ، تفريظي كه در سال 710 هـ . ق براي رشيد الدين فضل الله فراهم شده است و بنام « مسئله و الاجوبه رشيديها مشهور است . در اين تفريط از شخصي بنام ( فخرالدين لور ) زير عنوان « صوره خط مولانا ناقدوالمشايخ و العلماء فخر المله الدين لور دامت بركاه » مطلبي عربي است كه ضمن آن يك رباعي و يك تك بيت فارسي و دو بيت هم به گويش لكي با عنوان « شعر بالفهلويه » آمده است . امروز تنها طوايف لك نيند كه براي علف چراني كوچ مي كنند بلكه سنتي در سراسر لرستان است .

در گذشته لري كتاب زياد داشته است . ولي لكي زبان شعر و بيان حال ، عشق و اعتقاد و يا حماسه و احساس بوده است . كتابت هم داشته است . از اين رو تعدادي ديوان شعر از سرايندگان لرستان به لكي باقي است كه برخي از آنها به چاپ رسيده است مانند ديوان ملا پريشان لك . سروده هاي يارسان كه توسط ماشاءالله سودي جمع آوري گرديده ، دفتر رموز يارسان گنجينه سلطان صحاك ( اهل حق ) كه بوسيله سيد قاسم افضلي شاه ابراهيمي گردآوري و بوسيله انجمن هاي فرهنگي ايران باستان چاپ و نشر شده است . همچنين مناجات نامه غلامرضا اركوازي كه لري و لكي است . اخيراً هم كتابي تحت عنوان گلزار ادب لرستان ، از سروده هاي لكي است ،توسط مرحوم اسفندیار غضنفری جمع آوري و به چاپ رسيده است، اين كتاب اثر بسيار ارزشمندي است که دو بار به زینت چاپ آراسته شده است. امروزه  بسياري از داستانهای حماسي و مذهبي مانند ، خورشيد و خاور ، داستانهايی از شاهنامه فردوسي و سروده هاي اهل حق موجود است كه هنوز چاپ نشده است؛ همه ي اينها به اضافه ي يكسري دست نوشته هاي ديگر ادبيات مكتوب لرستان و به تعبير درست تر منطقه سيمره (لکستان ) است كه با گويش لكي ضبط شده است . عده اي عقيده دارند كه كلمه لك به معني صاحب و مالك است و گفته شده است كه لك به معناي نيرو و توان زياد نيز هست . لك در زبان هنديها به معني صد هزار ميباشد ولي آنچه واضح و آشكار است و متأسفانه در يك لغات نيز يا به اشاره نشده و يا بسيار كم اشاره شده است . لك نام قوم اصيل ايراني است كه در منطقه سيمره و حدفاصل استانهاي همدان در شمال و خوزستان در جنوب كشور ايران زندگي مي كنند و به زباني باستاني تحت همين عنوان تكلم مينمايند .\

 

زبان لكي

زبان لكي مملو از واژه هاي كهن باستانی است كه با همان معاني اوليه در زبان لكي امروزي متداول ميباشند در اينجا به طور اختصار به نمونه هايي از اين واژه ها كه در زبان اوستا نيز با همين كار و شكل و معاني آمده اند اشاره
مي كنيم .

( آسن آهن ) ( پيا مرد ) ( حور خورشيد ) ( فره زياد ) (لور چراگاه ) ( هوز = دودمان ، آبادي ) (دت دختر ) و بسياري از واژه هاي ديگر از زبان باستاني اوستا كه در زبان لكي امروز رايج و متداول مي باشد .

گذشته از همه اينها كه در خصوص بومي بودن ساكنين منطقه سيمره اشاره گرديد ، از سوي ديگر عقل آدمي نمي پذيرد كه در زمان مهاجرت آريايي ها به شمال و غرب ايران دسته هايي از بوميان ايراني در حواشي رودخانه سيمره مي زيسته اند كه كسي جزء اجداد و نياكان ساكنان امروزي سيمره يعني نياكان لكها نبوده است .

از سوي ديگر دلايل و شواهد فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد تمدن (سومري ) يعني قديمي ترين تمدن شناخته شده است كه بشر در كناره اي رودخانه سيمره و كوه و دره هاي اطراف آن بوجود آمده و قوام يافته است . متأسفانه در اين مناطق هنوز كاوشهاي باستان شناسي صورت نگرفته است و اظهار نظرهاي مورخين و صاحب نظران بيشتر بر اساس شواهد ظاهري و حدس و گمان است . يكي ديگر از خلاء هاي موجود در اسناد تاريخي كشور ما مخصوصاً تاريخ تمدن منطقه غرب كشور آن است كه مورخين ، خصوصاً مورخين بومي منطقه عليرغم آنكه شاهد بقاياي بيشتر و بيشماري از آثار تمدن در منطقه غرب كشور ، كرمانشاه ، سيمره ، لکستان و ... هستند ولي هرگز از عوامل پديد آمدن اين تمدنها در اين منطقه از كشورمان ، مثل عواملي چون آب ، جنگل و ... كه از عمده ترين عوامل تشكيل تمدنها در زمانهاي گذشته بوده اند ذكر بميان نياوردند .

اميدواريم ، انجام تحقيقات بيشتر و كاوشهاي باستان شناسي فراتر بتوان در آينده نزديك به رمز و رازهاي نهفته در دل منطقه غرب كشور ، خصوصاً در ناحيه سيمره كه اكثر جهانگردان و مورخين از ديدن اين ناحيه بدليل سحر آميز بودن و وجود صدها اثر منحصر بفرد باستاني در آن دچار حيرت و شگفتي شده اند ، پي برد و حقايق بيشتري روشن گردد و اسرار تازه تري از تاريخ كشورمان از قبيل اسرار نخستين كتاب ، خط ايراني ، در زمان و تمدن كه به احتمال قوي در دل كوه و صخره هاي و كناره هاي رودخانه ها در غرب كشور نهفته است آشكار گردد .

به گواهي ريش سفيدان محلي تا كنون صفحات زيادي از كتاب اوستا كه به صورت تكه تكه برگهاي پوستي آهو نوشته شده است توسط كاوشگران بومي كه به صورت قاچاق مبادرت به حفاريهاي در ناحيه سيمره و در قسمتهاي مختلف اين منطقه كرده اند پيدا شده است . و نيز در اين منطقه خصوصاً در بخش فيروز آباد ( انتهاي غربي دشت ماهيدشت ) قبرستانهاي مخصوص اسب ، مربوط به دوراني كه بشر براي اسب قرب و عزت خاصي قائل بوده و اين حيوان را دفن كرده يافت شده است . زبان لكي زباني است باستاني و ديرينه كه پر است از واژه ها و اصطلاحات كه واژه هاي بيگانه كمتر در آن يافت مي شود در زبان لكي گاه واژه هاي بيگانه را با اصطلاحات خود تغيير داده اند ، بطوريكه مي توان گفت اين زمان از نظر لغات و واژه هاي بيگانه كاملاً مصون باقي مانده است .

زبان ساكنين دره سيمره از ابتدا تا انتهاي آن لكي است و تنها در قسمتهاي مرز شرقي منطقه يعني استان لرستان عده اي از مردم به زبان لري صحبت مي كنند در قسمت غربي منطقه سيمره زبانهاي كردي كرمانشاهي ، كلهري ، جاثي كه در ميان لك زبانها به ( زنگنه ) معروف است ، رايج مي باشد . بطوريكه مشاهده گرديد در روستاها و نقاطي كه در مرز مشترك بين لك ها و كردها واقع گرديده اند اين مناطق به لهجه هايي كه آميخته ي از كردي و لكي است تكلم مي كنند . لازم به ذكر است ، سير و تنوع لهجه ها در كردستان شامل كردي سنندجي اوراماني پاوه اي ، مريواني و غيره نيز در كرمانشاه و ايلام و لهجه هاي كردي كرمانشاهي ، ايلامي ، زنگنه ، سنجابي ، كلهري و غيره زياد است و اين بدليل تأثير گذاري سه زبان لكي ، لري و كردي مي باشد . كه به شكل زبانها يا لهجه هاي امروزي درآمده و رواج يافته است .

در حالي كه هر سه زبان يعني لكي ، لري و كردي در اصل يك ريشه و اساس مي باشد . اما زبان لكي از هر جهت نسبت به دو زبان رايج ديگر در غرب كشور به زبان اوستا كه زبان عصر زردشت در ايران بوده معروف است نزديكتر است . زبان لكي زبان ريشه دار و غني و مملو از واژه ها و اصطلاحات كهن و قديمي است . بطوريكه مي توان گفت اين زبان قدمتي به درازه عمر بشر دارد . ريشه زبان لكي را مي توان در زبانهاي رايج ديگر جستجو كرد .

 

موسيقي در ميان لك ها

موسيقي يا به گفته ديگر ساز و آواز در دره سيمره با زندگي مردم اين دره همراه بود و به وجود آدمهاي آن منطقه گره خورده است انسان در سيمره با نواي موسيقي چشم به جهان گشوده و با لارش عزاي سرنا و دهل و آواز غمگنانه ( مور ) ديده از جهان فرو مي بندد . سيمره اي ها شادترين لحظات عمر خود را با ساز و آواز جشن مي گيرند . همانطوريكه تلخ ترين روزهاي زندگي خود را با موسيقي التيام مي بخشند . اصولاً ساز و آواز كه در گذشته ي تاريخ اين منطقه از اهميت و حضور فوق العاده اي در زندگي روزمره مردم برخوردار بوده است امروزه نيز جزء لاينفك زندگي روزمره مردم دشت و كوهستانهاي زاگرس به شمار مي رود . مردان و زنان لك در مواقع دلتنگي و تنهايي براي دل ماتم زده و غمگين خود آواز ( مور ) سر ميدهند . مور يكي از موسيقي هاي باستاني و مخصوص اقوام لك مي باشد حتي ميتوان گفت اين احتمال وجود دارد كه آواز مور بعد از اشارات انسانهاي نخستين در آغاز كشف زبان بوجود آمده باشد . لك ها در زمانهايي كه شاد و مسرورند آوازي بنام ( هوره ) كه آوازي شادمانه است مي خوانند .

جالب اينكه همگي از كوچك و بزرگ و زن و مرد اين آوازها را بلد هستند و به خوبي آن را مي خوانند مور و هوره دو آواز مخصوص خطه سيمره هستند كه به ترتيب در مواقع دلتنگي و شادي خوانده مي شود . اين آوازها از گذشته هاي بسيار تا كنون از نسلي به نسلي و سينه به سينه حفظ شده و پايدار مانده است .

لك زبانها در طول شبانه روز هرگاه احساس دلتنگي كنند مور مي خوانند زمانيكه احساس خوشحالي مي كنند هوره سر مي دهند . و در بيشتر مواقع اين آوازها را با خود زمزمه مي كنند . قابل ذكر است قديمي ترين و باستاني ترين موسيقي لك ها مور است . مور به ماهيت ذاتي بنوعي تحريك كننده هستند مور و هوره براي مردم لك و كرد و حتي لرها مورد اهميت است .

 

ازدواج

آداب خواستگاري :

در رسم خواستگاري ابتدا يك يا چند تن از افراد خانواده پسري كه قرار است زن اختيار كند بصورت تنهائي يكي از افراد خانواده دختر كه مورد نظر خانواده پسر است رفته و به طور خصوصي با او به بحث و گفتگو در اين باره مي پردازند اين افراد كه آغازگر بحث اين وصلت مي باشند ، از بين افراد با صلاحيت خانواده هاي دختر و پسر انتخاب مي شوند . هدف از گفتگوي اوليه براي آن است كه خانواده پسر آگاه شوند كه آيا اصولاً خانواده دختر راضي به وصلت با آنها هستند يا خير و همچنين اطلاع پيدا كننند كه آيا دختر مورد نظر آنها نافه برانه كس ديگري نيست و يا پدر و مادرش به كسان ديگري قول و قرارهائي در رابطه با دخترشان نداده و ... پس از بررسي هاي اوليه و اطلاع پيدا كردن از نظرات كلي والدين دختر مورد نظر در كليه زمينه ها ، در صورت مساعد بودن اوضاع چند تن از زنهاي طايفه پسر به خانه دختر مورد نظر رفته تا به اصطلاح دختر را بپسندند . براي پسنديدن دختر زنها به شيوه هاي خاصي كه خود مي دانند و به شكلي كه توهين و اهانتي به دختر و والدين او نشود گفتار ، رفتار و كردار دختر را مورد آزمايش قرار مي دهند . در اين خصوص طرز برخورد دختر و معاشرت او با ديگران ، افكار ، شخصيت اخلاقي و اجتماعي ، طرز تكلم مثلاً لكنت زبان نداشته باشد ، حو و وسع اطلاعات و توانائي دختر در خصوص كارهاي روزمره زندگي ، خصوصاً در زمينه هاي پختن ، مشك زدن ، رعايت نظافت و بهداشت و خلاصه تا آنجائيكه بتوانند ، دختر را مورد بررسي قرار مي دهند ، حتي اينكه دهان او را بو مي كنند كه دهانش بوي بد ندهد . و اينكه مادرش چقدر توانسته است او را تربيت كند و شيوه هاي خوب زندگي كردن را به او بياموزد . و با اطلاعاتي كامل به نزد خانواده پسر بر مي گردند . و ديده ها و شنيده هاي خود را به طور كامل در اختيار آنها قرار مي دهند . در اين صورت اگر در اين زمينه ها مشكلي وجود نداشته باشد اين بار خانواده پسر و مادر داماد همراه با بزرگ طايفه و جمعي از مردان فاميل به صورت آشكار براي خواستگاري دختر با تعيين وقت قبلي به خانه دختر مي روند تا او را براي پسرشان خواستگاري و نشان ( دياري ) كنند . در اين نشست كه با حضور بزرگترهاي دختر و پسر و در خانه پدر عروس برگزار مي شود مبلغ شير بها
( شيرواي ) محريه ( پشت تخت ) تعداد خلعت ها ( خلات ها ) و ... مشخص و تعيين مي گردد . مبلغ شير بها امروزه تا حدود 500 هزار تومان و بستگي به وضعيت مالي خانواده عروس و داماد دارد و ممكن است كمتر از اين مبلغ هم باشد . محريه مبلغ زيادي نيست و معمولاً به همان وسايلي كه پدر عروس بعنوان جهيزيه در نظر و در سند ازدواج مي نويسند . ولي اصرار بيشتر خانواده عروس بر روي شير بها است . تعداد خلعت هم بستگي به تعداد اقوام و نزديكان فاميل دارد كه پدر عروس از خانواده داماد مي خواهد كه براي افرادي كه مد نظر اوست خلعت تهيه شود . خلعت معمولاً شامل اسب و زين ، تفنگ و يا كت و شلوار است كه به افراد شاخص و اقوام نزديك عروس هديه مي دهند . در كليه قرار و مدارها مربوط به خواستگاري ( ري شير ) براي مادر عروس نياز در نظر گرفته مي شود . يعني خانواده داماد مؤلف است در برابر شيري كه مادر عروس به دخترش داده است و به پاس زحمات مادر در زمان عروسي دخترش هديه اي معمولاً شامل لباس مي شود و بر خلاف هديه خلعت كه گيرنده آن بايد در عوض چيزي بدهد ، مادر چيزي در عوض هديه ( ري شير ) نمي دهد .

عروسي :

مراسم عروسي در بين لكها معمولاً با سرنا و دهل و به مدت سه شبانه روز برگزار مي شود گفته مي شود نسل هاي پيشين عروسي را با هفت سرنا و هفت دهل و به مدت هفت شبانه روز برگزار مي كردند . امروزه اين مدت به سه شبانه روز تبديل و در موارد زيادي به يك شبانه روز تقليل يافته است كسي كه مي خواهد مراسم عروسي را با سرنا و دهل برگزار كند بايد صبر كند يكسال از زمان فوت بستگان آشنايان فوت كرده بگذرد . آغاز عروسي با سرنا و دهل و با رسمي تحت عنوان ( آزيتي شكانن ) برگزار مي شود به اين معني كه خانواده داماد ابتدا به همراه ريش سفيدان ديگر به در منزل اقوام و همسايگان كه در طول سال گذشته عزا دار بودند رفته و نوازندگان سرنا و دهل در خانه آنها دقايقي مارش ( چمري ) عزا مي نوازند و مردان طايفه داماد در مقابل مردان طايفه شخص متوفي ايستاده و حمد و سوره اي مي خوانند و دسته اي از زنان طايفه داماد به شيون و زاري با زنان طايفه شخص مرده مي پردازند به اين شكل به آنها ( آزيتي ) يعني عزادار گفته مي شود كه به پايان مي رسد . و در عين حال از آنها اجازه مي گيرند كه عروسي شان را بگيرند . و آن را با سرنا و دهل برگزار كنند . اين مراسم در منزل همه ي كساني كه سال گذشته دوست و آشناي خود را از دست داده اند انجام مي شود . كه پس از اتمام اين مراسم ، مراسم عروسي شروع مي شود . در عروسي همه ي اقوام و آشنايان كه به صورتي دعوت شده به عروسي مي آيند . در مدت عروسي صاحبان عروسي از مهمانها پذيرايي مي كنند . به آنها شام و نهاري مي دهند . غذاي معمول روزهاي اول عروسي گوشت و برنج است . صاحبان عروسي چند نفر را مسئول كرده و از آنها مي خواهند كه سورانه را جمع آوري كنند . و هنگامي كه شب همه ي مهمانها رفتند به شمردن هديه ها مي پردازند و آن را به داماد يا پدر داماد تقديم مي كنند .

 

مذهب :

به طور كلي مجموعه اعتقادات و عاداتي است كه بشر را به قوه ما فوق بشري يعني خالق بي همتا مرتبط مي سازد معتقدات و عرفا و عادات ساكنين هر سرزمين در قرون اوليه تحت تأثير شرايط آب و هوائي آن منطقه بوده و موقعيت كلي و وضعيت وجودي جغرافيائي محل زندگي دو عامل مؤثر در پيدايش نوع مذهب بوده اند . به اين معني كه انسانهاي كه در مناطق كوهستان و جنگلي زندگي مي كردند . تحت تأثير آن محيط كه انسان مقهور طبيعت پيرامون خويش شده و در هر قدمي با خاطراتي روبروست و با عناصر و پديده هاي گسترده در طبيعت ارتباط تنگاتنگي دارد . براي هر يك از آن جلوه هاي طبيعي ، خدايان نزد خود وضع نموده و باور داشتند . اما بر عكس در سرزمينهاي كه انسانها در دشت هاي هموار و وسيع زندگي مي كنند و محيط اطراف خود را تا دور دستها مشاهده مي كنند ، تحت تأثير محيط پيرامون خود خويش را سلطان طبيعت به حساب آورده و خدايان ديگري را پرستش مي كردند .

پناه بردن انسان به خدايان مختلف و متفاوت سير ادامه اين حركت و تفكر بشر در نهايت انديشه و توجه و پرستش به خداي يگانه را موجب گرديد ، ايران باستان كه سرزميني با ويژگيهاي طبيعي گوناگون بوده بطوريكه در نواحي شمال پوشيده از كوهستان و جنگل و در نواحي جنوبي به دريا منتهي شده است . لذا ساكنين كوهستان ها خداياني متعدد و ساكنين درياها خداياني ديگر را پرستش مي كردند ، به طور كلي در فرهنگ و مذهب لكها فقط يك دين وجود دارد كه در حال حاضر اسلام است با ورود دين اسلام به كشور ايران لك ها هم طبق انديشه هاي نو خود و كنار گذاشتن عقايد اشتباه خود به دين اسلام روي آورده و مسلمان شدند و در حال حاضر هم مسلمان هستند .

زنان لک و موسیقی


 ارزش و بزرگواری زنان در میان لک زبانان برای پژوهشگران فرهنگی و اجتماعی ستایش برانگیز بوده و آنها را به کندوکاو هر چه بیشتر در شیوه های زندگی، آداب و رسوم اجتماعی زنان لکستان واداشته است. آزادی در کنشهای اجتماعی، نوآوری های فرهنگی و هنری و... از مشخصه هایی است که زنان لک را از زنان دیگر اقوام ایرانی متمایز می کند.

 

موسیقی در لکستان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ناب ترین و پاک ترین احساسات و هیجانهای روحی و جوشش عشقهای درونی به شیوه های زیبا و دلنشین بیان می شود. نقش عجیب و سحر آمیز موسیقی تجلی پیدا می کند . آن گاه که عزیزی پهلو به بالین گرم خاک می ساید،آن گاه که شور وخروش عشقهای مادرانه کودکان را به آرامش دامان خاک می غلتاند وآن گاه که مادری در حصار تنگ دلتنگی ها بغض هایش را به آسمان هدیه می دهد.

زنان لک هرچند در اجتماعات بزرگتر با محدودیتها و باید و نبایدهای بیشتری برخورد می کنند ،در کل از آزادی عمل کافی برخوردارند. درسایه چنین آزادیهایی زنان خود بازیهای زنانه ای ابداع وبه آن پرداخته اند بازیهایی که با چاشنی سحر آمیز موسیقی و آواز همراه است. بازیهایی که مربوط به قرنهای پیش بوده و آکنون نیز رایجند. بازیهایی که با روحیه و وضعیت فیزیکی و فیزیولوژی بدنی زنها سازگار بوده. بازیهایی همچون (هی  هی  ) (برا بوه هوار) بازیهایی مخصوص زنان در لکستان است.

برا بوه هوار :دختران نوجوان وجوان روستایی در یک بازی دسته جمعی دور هم جمع شده وهماهنگ ویک صدا با اهنگی خاص اشعاری را سر می دهند،آنها برای آهنگین نمودن صدای خود با انگشتان دست یکنواخت به گلوی خود می کوبند وبه این شکل آهنگ منظم ومخصوص رادر صدای خود ایجاد می کنندوشعری می خوانند.

لاوه لاوه (لالایی): زنان لک آن هنگام که می خواهند کودکان خود را شادمانه بخوابانند آوازی دلنشین سرشار از لطافت ،شیفتگی ،دلدادگی،عشق وامیدوآرزوهای بلند همراه با تخیلات کودکانه سر می دهندوبه شیوه سحر آمیزی افسون می شوند.

زنان عشایر در هنگان دوشیدن شیر گاوهایشان اشعاری را با مقامهای خاص موسیقایی می خوانندکه این امر باعث ایجاد آرامش در گاو شیرده وجلوگیری از لگد پرانی وخطرات ناشی از آن برای فردی که مشغول شیر دوشیدن است می شود.:

ماشاءاله ارا  ا حیره                             کاسه وکچل پر شیره

برا بوه هوار وخت ذراته                         قالیمه ی کرد یه اخت ژیر پاته

قالی چه قالی دو گل ها بانی               اخت زیر پا براکم دت خان ار  شانی

مورزنان لک در مرگ کسان و به گاه دلتنگی ها ،غصه ها و دردهای خود آوازی حزن انگیز همراه با اشعار حماسی غمگینانه ای در مقام موسیقایی خاص که از هزاران سال پیش تا کنون در میان آنها رایج بوده سر می دهند . این اشعار و شیوه خواندن آنها بسیار موثر ودلنشین است وزنان بصورت گروهی هماهنگ وهمنوامی شوند واشعار نغز ودلکشی را که سرایندگان آنها تا کنون نا شناخته مانده ودر طول سالیان دراز بیان کننده آلام ودردها ورنجها وناکامیهای مردمان منطقه بوده با ریتم وموسیقی خاص می خوانند


خدارحم بابایی

امام زمان (عج) و پيرمرد قفل ساز


استاد بزرگوار حضرت آيت‌الله حاج آقا حسن صافي اصفهاني قدّس‌سره داستاني را نقل می کردند كه بسيار شنيدني و عبرت آموز است:

در كربلاي معلّا يكي از علما كه به علوم غريبه آگاهي داشته است، تصميم مي‌گيرد كه به وسيله علم جفر خود را به امام عصر (سلام‌الله‌عليه) برساند. در نتيجه در داخل يكي ازغرفه هاي صحن امام حسين‌ (سلام‌الله‌عليه) به محاسبات اين علم مي‌پردازد. پاسخي كه دريافت مي‌دارد  اين بوده  است كه امام داخل صحن با پيرمردي قفل‌ساز در حال صحبت هستند و گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند. ترديد مي‌‌كند مبادا  فلان قسمت از برنامه را اشتباه كرده باشم. بار دوم و سوم نيز حساب مي‌كند و نتيجه همان مي‌شود. در اين هنگام عزم خود  را بر ديدار جزم مي‌كند كه هر چه بادا باد. مي‌بيند آري امام (عليه‌السلام) در همان زاوية صحن كه به وسيله آن علم درك كرده است، با آن مرد قفل‌ساز مشغول گفتگو هستند. چون مي‌بيند كه آقا در حال خداحافظي هستند، رو به امام به سرعت حركت مي‌كند. امام (عليه‌السلام) از آن پير‌مرد خداحافظي كرده و رو به سوي ايشان مي‌آيند. و وقتي با او رودررو قرار مي گيرند، مي‌فرمايند: «فلاني تو هم مثل اين پير مرد قفل ساز شو تا من به سراغ تو بيايم» و از كنارش مي‌گذرند.

اين عالم مي‌گويد: همان وقت به سراغ اين پيرمرد قفل‌ساز رفتم تا او و رفتار و روحياتش را شناسايي كنم. از او پرسيدم: اين آقايي كه با ايشان صحبت داشتي، كه بود؟ در پاسخ گفت: تا آن جا كه مي دانم آقا سيدمهدي، فرزند مرحوم آقا سيدحسن، هستند كه پدرشان هم به رحمت خداوند رفته است. از نوع جواب او به زودي متوجه شدم كه آقا خود را به او معرفي كرده‌اند، ولي اين بنده خدا متوجه نشده است كه ايشان امام‌عصر (سلام‌الله‌عليه) هستند. نزديك بود او را از حقيقت امر آگاه سازم، ولي به خود آمدم كه اگر اين كار صلاح اين بندة خدا بود، خود آقا به او توجه مي‌دادند. ازحالات آقا و زمان آشنايي او با آقا و غيره پرسيدم... دقت كردم ببينم كه اين پيرمرد چه ويژگي خاصي دارد كه امام مرا به آن دعوت فرموده‌اند: عاقبت دريافتم كه در کنار تقید ایشان به مسائل شرعی و کسب حلال؛ بارزترين ويژگي اخلاقي او اين است كه سخت به قول و قرارش با مردم پايبند است و اگر مي‌گويد قفل شما فلان موقع آماده است، آن را حتماً سر وقت و شاید زودتر آماده كرده است.1

مراعات ظرافت‌هاي اخلاقي بي‌ترديد در تكامل انسان سالك، نقشي جدي و اساسي دارد. چنانچه سهل‌انگاري در امور اخلاقي نيز تنزل‌آور و دوركننده از مقام قرب الهي است.

 حجت السلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی

 

 

جغرافیای طبیعی دلفان

بسم الله الرحمن الرحیم


1 موقعیت جغرافیایی و وسعت :

شهرستان دلفان به مرکزیت شهر نورآباد، در میان رشته کوه های سرسبز و  سربه فلک زاگرس و در گوشه شمالغربی استان لرستان ، هم مرز با استان های همدان ، کرمانشاه و ایلام (1) واقع شده است .این شهرستان از شمال شرق و شمال به نهاوند ، از شمال به صحنه ، از شمال غرب به هرسین ، از غرب به کرمانشاه و ایلام ، از جنوب غرب و جنوب به کوهدشت ودوره چگنی و از جنوب شرق و شرق به شهرستان سلسله محدود می شود.

محدوده جغرافیایی این شهرستان بین 33درجه و 48دقیقه تا 34درجه و 22دقیقه عرض شمالی و 47درجه و 21دقیقه تا 48درجه و 19دقیقه طول شرقی واقع شده است . ( مرکز آمار ایران )

گستردگی جغرافیایی این شهرستان در طول 52دقیقه و عرض 28دقیقه نشان می دهد که این شهرستان در طول جغرافیایی بیشتری کشیده شده است ، لذا با توجه به موقعیت جغرافیایی مذکور ،نقاط شرق و غرب آن دارای 4 دقیقه اختلاف ساعت است(سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان ).

شهرستان دلفان باوسعت 43/2570کیلومتر مربع 13/09درصد از مساحت 84/28157کیلو متر مربعی استان لرستان را به خود اختصاص داده است . (2) تا قبل از آخرین تقسیمات کشوری در سال 1382 مساحت این شهرستان 2738کیلو متر مربع بود ، اما بعد از الحاق پنج روستا از بخش کاکاوند به شهرستان کرمانشاه مساحت آن حدود 167 کیلو متر مربع کاهش یافت. (3)در میان دهستانهای دلفان ، دهستان اتیوند جنوبی (4) با 647کیلومتر مربع مساحت بیشترین و دهستان کاکاوند غربی هردو در بخش کاکاوند با 105 کیلومتر مربع کمترین مساحت را در بین دهستانهای دهگانه این شهرستان به خود اختصاص داده اند.سه دهستان اتیوند شمالی ، نورآباد (چواری ) و نورآباد (نورعلی ) با مساحت تقریبی هرکدام 195 کیلو متر مربع دارای مساخت یکسانی هستند. (5)

2 ناهمواریها

چین خوردگی های شهرستان دلفان جزیی از سلسله جبال زاگرس می باشدکه در دوران سوم زمین شناسی به وجود آمده است، و با جهتی شمال غربی جنوب شرقی از مریوان تا بندر عباس امتداد دارد.واقع شدن این شهرستان در میان رشته کوههای مرکزی زاگرس با ارتفاع متوسط 1700 تا 2100 متر باعث گردیده است که این منطقه در زمره مناطق مرتفع و بلند کشور به شمار آید. به طور کلی این شهرستان ، منطقه ای کوهستانی است که مرکز و اطراف آن را کوه فرا گرفته و بجز چند دره ی آبرفتی و چند دشت محدود ، سرزمین هموار دیگری در آن بچشم نمی خورد. حاشیه ی این شهرستان را رشته کوههای مرتفعی در بر گرفته است که از سمت خارج به شهر ها و بخش های کم ارتفاع مشرف هستند.(6) این رشته کوهها عبارتند از : رشته کوه گرین در شمال شهرستان که در حقیقت ادامه ی اشترانکوه است و همچون سدی بزرگ دلفان را از نهاوند و صحنه جدا کرده است . رشته کوه مهم دیگر دلفان رشته کوه مانگه نی است که در حقیقت بخشی از رشته کوه بزرگ سفید کوه است و از تنگه گاوشمار در جنوب دلفان تا تنگه گیزه رود در غرب این شهرستان ادامه دارد و مناطق جنوبی دلفان را از شهرهای کرمانشاه ، کوهدشت و شهرستان دوره چگنی جدا می سازد. سرکشتی نیز دیگر رشته کوه زیبا و دیدنی دلفان است که به موازات سفید کوه در جنوب دلفان کشیده شده است ، اما طول و ارتفاع آن از سفید کوه کمتر است ؛ مهراب کوه ، کوه پری ، منگا ول ، چال غلام ، بزکن وسلاسل از دیگر کوههای دلفان هستند که پرداختن به آنها از حوصله ی این نوشته خارج است. کوههای مرکزی دلفان نیز از جنوب شرق تا شمال غرب دلفان به صورت منفرد و پراکنده واقع شده اند ، در حد فاصل این کوهها دشت هایی کوچک و دره هایی شکل گرفته اند که از دیر باز محل استقرار کانون های جمعیتی بوده اند . هرچند به دلیل ساختار دیوار مانند کوه گرین در دلفان امکان بوجود آمدن کانون های جمعیتی در آن وجود ندارد ، اما وجود دشت خاوه در دامنه جنوبی آن به دلیل برخورداری از خاک مناسب و آب فراوان ، شرایط ایده آلی را برای استقرار بزرگترین کانون جمعیتی شهرستان فراهم آورده است ، به گونه ای که بزرگترین روستاهای شهرستان در این دشت شکل گرفته و شهر نورآباد در حاشیه ی آن واقع شده است . جنوب و جنوب شرقی دلفان نیز محدوده ای وسیع ، شامل تپه ماهور ها و ارتفاعات است که به دلیل پرعارضه بودن ، کمبود منابع آب و مشکلات عدیده در حمل و نقل ، امکان شکل گیری کانون های بزرگ جمعیتی در آن وجود ندارد. بر اساس نقشه توپو گرافی دلفان ، حداکثر ارتفاع در شمال شهرستان متعلق است به قله زیبا و دیدنی چهار شاخ در رشته کوه گرین با ارتفاع 3188 متر ، و حداقل آن در غرب شهرستان ، در محل خروجی رودخانه زیبا و خروشان گیزه رود در دهستان کاکاوند غربی با ارتفاعی معادل 1190 متر ؛ شهر نورآباد نیز دارای ارتفاعی معادل 1870 متر از سطح دریا است.

3- آب و هوا :

قرارگرفتن شهرستان دلفان در میان رشته کوههای زاگرس ، ارتفاع زیاد از سطح دریا، عرض بالای جغرافیایی و تاثیر پذیری فراوان از توده های هوای سرد که از طرف شمال و شمالغرب ، بیشتر به صورت سیستم های سینوپتیکی وارد این شهرستان می شوند ، همگی دست به دست هم داده تا اقلیمی سرد و مرطوب با زمستان هایی سرد و یخبندان و تابستان هایی معتدل و بهارگونه بوجود آورد. از دیگر ویژگی های آب و هوایی دلفان  بویژه در نیمه شمالی (7) می توان به بارش سنگین برف ، دمای پایین همراه با یخبندان های طولانی و وزش بادهای شدید اشاره کرد. معمولا اولین نشانه های زمستان در دلفان را می توان در اواخر آبان ماه با بارش اولین برف در قله های مرتفع گرین و چهل نابالغان مشاهده کرد، اکثر بارندگی های منطقه ناشی از ورود جبهه های مرطوب مدیترانه ای است که وارد مناطق غربی ایران شده و در برخورد با ارتفاعات زاگرس موجب بارندگی می شوند، متوسط بارندگی سالانه دلفان حدود 450 میلیمتر است که البته این میزان در سالهای مختلف متفاوت است و دامنه ی تغیرات آن از 400 تا700 میلیمتر در نوسان است . به دلیل رژیم بارندگی مدیترانه ای ، بیشتر بارش ها در فصول سرد سال رخ می دهد ، از اینرو حدود 85% از کل بارش سالانه در حدفاصل ماه های آذر تا اردیبهشت ماه اتفاق می افتد. معمولا در نیمه ی اول دیماه و بهمن ماه بیشتر بارش ها بویژه در ارتفاعات بالای 1650 متر به صورت برغ دیده می شود و از این زمان به بعد معمولا شاهد بارش برف در ماه های اسفند و فروردین در ارتفاعات بیش از 1900 متر هستیم. متوسط ایام یخبندان در سطح شهرستان معمولا بین 97 تا 105 روز متغیر است ، از اینرو می توان دلفان ،  بالاخص شهر نورآباد را یکی از سرد ترین شهر های ایران نامید. اما علیرغم سرماس شدید در فصل زمستان آین دیار دارای تابستانی معتدل و بهاری است ، به گونه ای که به ندرت حداکثر دمای آن به 30 درجه بالای صفر می رسد؛ به هر حال چنانچه بر اساس آمار و ارقام دریافتی از ادارات هواشناسی و تجزیه و تحلیل داده ها بخواهیم بر اساس نظر دانشمندان اقلیم شناس برای دلفان اقلیم آب و هوایی تعریف کنیم ، باید گفت بر اساس سیستم اقلیمی دومارتن دلفان دارای اقلیم مدیترانه ای  و بر اساس تقسیم بندی آمبرژه این خطه از خاک زیبای کشورمان دارای اقلیم ارتفاعات ( سرد کوهستانی ) است.

4 آب های روان

شهرستان دلفان به دلیل بهره مندی از ریزش فراوان نزولات جوی و وجود ارتفاعات برفگیر که نقش مهمی در ذخیره ی آب بر عهده دارند، دارای رود های فصلی و دائمی فراوانی است که از سرشاخه های اصلی کشکان و سیمره (کرخه ) بشمار می روند ، همچنین در این شهرستان بیش از صد سراب بزرگ و چشمه ی دائمی وجودار که هر کدام از آنها نقش مهمی در رونق بخشیدن به زندگی مردمان این دیار بر عهده دارند. حوزه آبریز دلفان را می توان به سه بخش تقسیم کرد که عبارتند از : حوزه ی آبریز گاماسیاب که کم وسعت ترین حوزه آبریز در دلفان بوده و تنها بخش بسیار کوچکی از دهستان خاوه جنوبی را شامل می شود . دیگر حوزه ی آبریز دلفان حوزه ی آبریز کشکان است که علاوه بر دهستان میربگ جنوبی ، بخش هایی از دهستان میریگ شمالی و خاوه جنوبی را شامل می شود، اما وسیع ترین حوزه آبریز در این شهرستان متعلق به آبریز سیمره می باشد که به دلیل توپوگرافی خاص منطقه که عمده ی شیب زمین شمال شرقی جنوب غربی است ، موجب شده است که بیشتر رودها و روان آبهای دلفان به سمت غرب جریان داشته و به رودخانه سیمره بریزند. این حوزه ی آبریز شامل بخش کاکاوندو دهستانهای نورآباد ، نورعلی ، خاوه شمالی و بخش وسیعی از دهستان های میربگ شمالی و خاوه جنوبی را شامل می شود. از مهمترین رود های دلفان می توان به رودهای خاوه و گچنه (8) که پس از عبور از شهر نورآباد رودخانه ی بادآور را به وجود می آورند و در نهایت به گیزه رود در غرب دلفان می ریزد؛ همچنین رود خانه های حسن گاویار (چم زکریا) ، تیزآب (9) و رود سرخگون زوُوَر و کنگاوری از دیگر رودهای دلفان هستند؛ از مهمترین سرابهای دلفان می توان به سراب قمش ، عبدالحسینی ، حسین آباد ، مرادآباد ، گلامبحری ، نیاز ، آب دوغ ، دولیسکان ، غسلگه ، سربیشه ، مورینه ، دم قلمه و ... اشاره کرد.ناگفته نماند که در دهستان کاکاوند غربی چشمه ی آب گرمی بنام گرمابه وجود دارد که به دلیل وجود گوگرد و املاح معدنی در آن در درمان بیماری های پوستی و مفصلی مورد استفاده قرار می گیرد.

5- پوشش گیاهی

از نظر پوشش گیاهی شهرستان دلفان به دو بخش جنگلی (نیمه جنوبی ) و مرتعی (نیمه شمالی ) تقسیم می گردد. بر اساس پژوهش های انجام گرفته توسط هانری پاپو (10) کارشناس سازمان جهانی خوار و بار

     ، دلفان در ناحیه ی رویشی ایرانی تورانی واقع شده است و بر اساس میزان بارندگی و معدل درجه حرارت

دارای سه زیر ناحیه نیمه استپی ، جنگل های خشک و کوه های مرتفع است ، در دو زیرناحیه نیمه استپی و کوه های مرتفع اغلب مراتع و در جنگل های خشک ،جنگل های بلوط ( گونه ی غالب ) و سایر گونه های جنگلی از جمله انجیر کوهی ، گلابی وحشی ، پسته کوهی و ... دیده می شود. لازم به ذکر است که در اطراف روستاهای یارآباد و ططیانسر میربگ نوعی درخت منحصر به فرد بلوط می روید که شش محصول فرعی از جمله میوه ی بلوط، کلکلف ، مازو ، مان و جفت از آن به دست می آید. بر اساس نقشه ی پوشش گیاهی استان لرستان ( مرکز تحقیقات آب و خاک) شهرستان دلفان دارای فلور نیمه استپی است که این ناحیه دارای گونه هایی غنی از خانواده های گیاهی مرکبان ، نعناعیان ، چتریان ، گاوزبانیان ، گندمیان و بقولات است . همچنین در ارتفاعات بالاتر از 2700متر فلور گیاهی ارتفاعات دیده می شود. در این فلور گیاهان بالشتکی ، نوعی اسپرس ، چوبک و کلاه میر حسین بسیار دیده می شود؛ افزون بر آن در این ارتفاعات درختان سوزنی برگ ارس و درختچه بادام نیز دیده می شود. به هر حال در یک تقسیم بندی کلی می توان گفت مناطق شمالی دلفان به دلیل همجواری با مناطق سردسیر شمالی از لحاظپوشش جنگلی ضعیف ، اما به دلیل برخورداری از خاک حاصلخیز و آب کافی بهترین گونه مراتع در این قسمت بویژه در ارتفاعات و دامنه های رشته کوه گرین دیده می شود و نیمه شمالی نیز به دلیل همجواری با مناطق گرم جنوبی و خاک مناسب دارای پوشش جنگلی مناسب با گونه ی غالی بلوط است.

6- زندگی جانوری

هنوز هستند کهنسالانی که شاهد حضور گله های بزرگ کل و بز کوهی و آهوی وحشی در در دامنه کوهها و حتی در مجاورت روستاها بوده اندو با حسرت از آن ایام یاد می کنند ، اما متاسفانه به دلیل زیاد خواهی انسانها و تجاوز به عرصه های زندگی حیوانات روز به روز از تعداد آنها کاسته شد و امروزه فقط خاطره ای از آنها باقیست و نسل اکثر حیوانات حلال گوشت (شکارکردنی ) در این مناطق رو به انقراض گذاشته است . بر اساس تحقیقات میدانی نگارنده که ده سال به طول انجامید می توان مهمترین گونه های حیوانی موجود در شهرستان دلفان را به شرح زیر نام برد ؛ انواع پرندگان شامل عقاب و شاهین در دشت خاوه و دامنه های سرکشتی ، کبک و پرندگان کوچک در ارتفاعات ، گرگ ، کفتار ، شغال ، گراز ، روباه،خرگوش و همچنین خزندگانی چون انواع مار سمی و غیر سمی ، انواع مارمولک و آبزیان از جمله انواع ماهیان سرد آبی و خرچنگ به همراه سمور آبی ،همچنین در مناطق جنوبی و غرب دلفان وجود گربه ی وحشی (پلنگ)، خرس و به ندرت قوچ و بز کوهی  نیز گزارش شده است ، اما متاسفانه به دلیل رفتار ناشایست بعضی از انسانها طبیعت  روز به روز از تعداد گونه های جانوری کاسته می شود و اگر این رویه ادامه یابد در آینده ای نچندان دور می بایستی در کتابها و تصاویر بجای مانده به دنبال حیوانات گشت ،که امید واریم این اتفاق هرگز رخ ندهد.

.

پی نوشت ها :

1- در نقشه های با مقیاس یک پنجا ه هزارم سازمان جغرافیایی ارتش ، این شهرستان دارای حدود 5/8 کیلومتر مرز آبی در حوزه رود سیمره با استان ایلام است.

2- رزم آرا مساحت دلفان را 1500، ایزد پناه 1670 و ساکی 1700 کیلو متر مربع نوشته اند.

3- در سال 1382 پنج روستا به اسامی چم نوزه، کنی مار (هوز حسن ) ، کنی تومن ( هوز امید علی ) ، کالگه شهرین و هوره تاو لیژه (زیر تنگ ) به دلیل مشکلات عدیده در خدمات رسانی و رفت و آمد به دلیل نزدیکی به شهر کرمانشاه به این شهرستان الحاق شدند.

4- در اصل ایوتین به معنی حمایت کننده صحیح است که به اشتباه اتیوند نوشته می شود.

5- مساحت سایر دهستان های دلفان به این قرار است : میربگ شمالی291، میربگ جنوبی 205 ، خاو شمالی 138 ، خاوه جنوبی 238 و کاکاوند شرقی 360 کیلو متر مربع می باشد.

6- شهرستان دلفان دارای اختلاف ارتفاع از 300 تا 700 متر با شهر های همجوار خود است.

7- نیمه جنوبی شهرستان دلفان به دلیل ارتفاع کمتر و همجواری با مناطق گرمسیری از اعتدال بیشتری برخوردار است

8- به دلیل وجود املاح گچ  این رود به گچینه موسوم شده است لذا اطلاق نام گنجینه برای آن صحیح به نظر نمی رسد

9 آقای ایزد پناه در کتاب آثارباستانی و تاریخی لرستان(جلدسوم) به اشتباه تنها رود دلفان را بادآور میداند که از به هم پیوستن رود تیزآب و خاوه بوجود می آید در صورتی که تیزآب از ساخه های کشکان است و بادآور به سیمره می ریزد

Hanry Papoo-10.

منابع و مآخذ:

1 مرکز آمار ایران بخش پژوهش های جغرافیایی 1385 . تهران

2- سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان لرستان سالنامه آماری سال  1385 و 1382

3 مجموعه تحقیقات میدانی و کتابخانه ای نگارنده حدفاصل سالهای 1379 تا 1389

4- طرح توسعه شهر نورآباد و حوزه نفوذ شهر داری نورآباد

5- اداره کل هواشناسی استان لرستان

6- مرکز تحقیقات آب و خاک سازمان جهاد کشاورزی استان لرستان


به قلم رضا نظری

www.delfandiar.blogfa.com

گذری بر جغرافیای دلفان

 



شهرستان دلفان به مرکزیت شهر نورآباد، در میان رشته کوه های سرسبز و  سربه فلک زاگرس و در گوشه شمالغربی استان لرستان ، هم مرز با استان های همدان ، کرمانشاه و ایلام (1) واقع شده است .این شهرستان از شمال شرق و شمال به نهاوند ، از شمال به صحنه ، از شمال غرب به هرسین ، از غرب به کرمانشاه و ایلام ، از جنوب غرب و جنوب به کوهدشت ودوره چگنی و از جنوب شرق و شرق به شهرستان سلسله محدود می شود.

محدوده جغرافیایی این شهرستان بین 33درجه و 48دقیقه تا 34درجه و 22دقیقه عرض شمالی و 47درجه و 21دقیقه تا 48درجه و 19دقیقه طول شرقی واقع شده است . ( مرکز آمار ایران )

گستردگی جغرافیایی این شهرستان در طول 52دقیقه و عرض 28دقیقه نشان می دهد که این شهرستان در طول جغرافیایی بیشتری کشیده شده است ، لذا با توجه به موقعیت جغرافیایی مذکور ،نقاط شرق و غرب آن دارای 4 دقیقه اختلاف ساعت است(سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان ).

شهرستان دلفان باوسعت 43/2570کیلومتر مربع 13/09درصد از مساحت 84/28157کیلو متر مربعی استان لرستان را به خود اختصاص داده است . (2) تا قبل از آخرین تقسیمات کشوری در سال 1382 مساحت این شهرستان 2738کیلو متر مربع بود ، اما بعد از الحاق پنج روستا از بخش کاکاوند به شهرستان کرمانشاه مساحت آن حدود 167 کیلو متر مربع کاهش یافت.(3)در میان دهستانهای دلفان ، دهستان اتیوند جنوبی (4) با 647کیلومتر مربع مساحت بیشترین و دهستان کاکاوند غربی هردو در بخش کاکاوند با 105 کیلومتر مربع کمترین مساحت را در بین دهستانهای دهگانه این شهرستان به خود اختصاص داده اند.سه دهستان اتیوند شمالی ، نورآباد (چواری ) و نورآباد (نورعلی ) با مساحت تقریبی هرکدام 195 کیلو متر مربع دارای مساخت یکسانی هستند. (5)

واقع شدن شهرستان دلفان در منطقه زاگرس مرکزی ، همراه با ساختار نسبتاّ متفاوت طبیعی و تفاوت در توپوگرافی در نیمه شمالی و جنوبی آن موجب پیدایش شیوه های متفاوت زیستی وبه جود آمدن مراکز جمعیتی مختلف به تبعیت از شرایط طبیعی و ساختار ویژه جغرافیایی آن مناطق شده است . نیمه جنوبی شهرستان بخشی از زاگرس چین خورده است که مهمترین رشته کوههای آن عبارتند ازسفید کوه ( مانگه نی ) و سرکشتی ؛ همچنین رشته کوه های مهراب کوه بزرگ و کوچک ، سلاسل ،پری ، منگاول و بزکن با گردنه معروف ارجنه (مله ارجنه ) در این نیمه از شهرستان قرار دارد ، از اینرو به جهت کوهستانی بودن نیمه جنوبی دشت وسیع و سرزمین همواری در آن به چشم نمی خورد ؛ در نواحی مرکزی ، شاهدرشته کوههای منفرد و سرزمین های کم وسعت و نسبتاّ همواری هستیم که به دلیل برخورداری از شرایط مناسب زیستی از دیرباز  کانونهای جمعیتی قابل توجهی را در خود جای داده است ، اما بیشتر زمین های هموار از جمله زمینهای هموار دهستان های نورعلی ، چواری ، اتیوند شمالی ،کاکاوند غربی و دشت وسیع و ارزشمند خاوه که از قدیمی ترین مراکز زیستی بشر است (6)در نیمه شمالی دلفان قرار گرفته به گونه ای که مهمترین مراکز جمعیتی از جمله شهر نورآباد و روستاهای پر جمعیتی چون برخوردار ، ایرانشهر ، کفراج ، سراب غضنفر ، گلامبحری و ... در این قسمت از شهرستان استقرار یافته اند. این قسمت از شهرستان دلفان به وسیله رشته کوه زیبا و سربه فلک کشیده گرین از استانهای همدان و کرمانشاه جدا شده است. لذا با توجه به توپوگرافی خاص شهرستان که به آن اشاره شد، عمده روستا های دلفان به دو گروه کوهستانی و جلگه ای تقسیم می شوند؛ دشت خاوه و دهستانهای نورعلی و چواری محل استقرار روستا های جلگه ای و دهستان اتیوند جنوبی و کاکاوند غربی و قسمت هایی از میربگ جنوبی کانون استقرار روستاهای کوهپایه ای می باشند.(طرح توسعه شهر نورآباد) هسته اولیه شهر نورآباد نیز به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی کرمانشاه خرم آباد در حوالی سالهای 1309 بنیان نهاده شد و از آن تاریخ به بعد به دلیل انتخاب روستای دم آیزه نورعلی (7) به عنوان مرکز بخش دلفان در سال  1312 ، به دلیل ایفای نقش سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی روز به روز بر اهمیت آن افزوده شد به گونه ای که در اولین سرشماری انجام شده در سال 1335 جمعیت نورآباد 866 نفر اعلام گردیده و بعد از گذشت نیم قرن ، امروزه جمعیت آن با رشد تقریبی 12درصد به حدود 70 هزار نفر رسیده است.

 

.

پی نوشت ها :

1-در نقشه های با مقیاس یک پنجا ه هزارم سازمان جغرافیایی ارتش ، این شهرستان دارای حدود 5/8 کیلومتر مرز آبی در حوزه رود سیمره با استان ایلام است.

2- رزم آرا مساحت دلفان را 1500، ایزد پناه 1670 و ساکی 1700 کیلو متر مربع نوشته اند.

3- در سال 1382 پنج روستا به اسامی چم نوزه، کنی مار (هوز حسن ) ، کنی تومن ( هوز امید علی ) ، کالگه شهرین و هوره تاو لیژه (زیر تنگ ) به دلیل مشکلات عدیده در خدمات رسانی و رفت و آمد به دلیل نزدیکی به شهر کرمانشاه به این شهرستان الحاق شدند.

4- در اصل ایوتین به معنی حمایت کننده صحیح است که به اشتباه اتیوند نوشته می شود.

5- مساحت سایر دهستان های دلفان به این قرار است : میربگ شمالی291، میربگ جنوبی 205 ، خاو شمالی 138 ، خاوه جنوبی 238 و کاکاوند شرقی 360 کیلو متر مربع می باشد.

6- با توجه به آثا باستانی به دست آمده در دشت خاوه این قسمت از خاک کشورمان دارای قدمتی 9 هزار ساله در کاشت محصولات کشاورزی بوده و آثار تمدن های قبل و بعد از تاریخ در آن به دست آمده است . رجوع کنید به نوشته (دلفان دیار ناشناخته ) از نگارنده .

7- دم آیزه احتمالا لغتی ترکی همدانی و به معنی آخر سرماست و چون محل فعلی شهر نورآباد و مناطق همجوار حایل بین مناطق سردسیر شمالی (همدان ) و مناطق گرمسیری جنوبی (کوهدشت و خوزستان ) است از اینرو به این نام شهرت یافته است لذا اطلاق نام دم آویزه بجای دم آیزه صحیح نیست.

منابع و مآخذ:

1 مرکز آمار ایران بخش پژوهش های جغرافیایی 1385 . تهران

2- سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان لرستان سالنامه آماری سال  1385 و 1382

3 مجموعه تحقیقات میدانی و کتابخانه ای نگارنده حدفاصل سالهای 1379 تا 1389

4- طرح توسعه شهر نورآباد و حوزه نفوذ شهر داری نورآباد

 

به قلم رضا نظری

www.delfandiar.blogfa.com

علامات پيش از ظهور


خداى تبارك و تعالى به خاطر اهميّت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و نيز به خاطر جلوگيرى از اشتباهات و سوء استفاده ها، علامت هايى را به عنوان نشانه هاى پيش از ظهور مقرّر فرموده است. علامات ظهور را در يك دسته بندى مى توان دو قسمت كرد: علايم قطعى ، علايم غير قطعى.

علامت هاى قطعى نشانه هايى هستند كه در روايات قطعى و متواتر وارد شده و نسبت به ظهور آن ها نيز تأكيد شده است. مانند: خروج سفيانى و قتل نفس زكيّه( ).

علامت هاى غير قطعى نشانه هايى هستند كه يا روايات قطعى در مورد آن ها نداريم و يا توسط معصوم(عليه السلام) به حتمى بودن آن ها اشاره اى نشده است; مثل پنج بار خسوف ماه و پانزده بار كسوف خورشيد.( )

اين علامت ها را در دسته بندى ديگرى مى توان سه قسمت دانست:

علايم غير طبيعى در عالم تكوين، علايمى در رفتار اجتماعى و آداب انسان ها، پديده هاى طبيعى ـ مثل خسوف و كسوف متوالى در رمضان، مانند شعله كشيدن آتشى عظيم در شرق آسمان و طلوع خروشيد از مغرب ـ و يا مانند كثرت فحشا و زياد شدن مدّعيان پيامبرى و كشته شدن پنج هفتم انسان ها در جنگ.

آن چه در بررسى علامات ظهور مهم و قابل تأمّل مى باشد اين است كه، عدم پيدايش هيچ يك از آن ها موجب يقين به تأخير ظهور نمى تواند باشد; زيرا «خداوند امر فرج را تنها در يك شب به سامان مى رساند»( ) و لازمه  چنين امرى انتظارى دايم است، به گونه اى كه آمادگى براى ظهور، هر روز تجديد گردد.

وظايف زنان در دوران غيبت امام زمان



وظايف و مسئوليتهايي در دوران غيبت امام زمان بر عهده شيعيان قرار گرفته كه براي حفظ خود و جامعه خود و مهيا نمودن آن براي ظهور حضرت بقية الله ارواحنا فداه بسيار مفيد و مؤثر است و اهميت اين وظايف بحدي است كه در روايات بسيار تأكيد شده لذا هرگاه زنان يا مردان به وظايف و مسئوليتهايي كه بر عهده شان گذاشته اند عمل نمايند و پايبند به آن باشند، اين اشخاص بس با ارزشتر و پراهميت تر از مسلمان صدر اسلام خواهند بود كه محضر پيامبر اكرم (ص) را درك كردند چنانكه حضرت رسول خدا (ص)، در جمع اصحابشان فرمودند:

بعد از شمار گروهي بيايند كه براي يك نفر از آنان به اندازه پنجاه نفر از شما اجر و مزد منظور گردد.

عرض كردند: اي رسول خدا! ما در جنگهاي «بدر» و «احد» و«حنين» در كنار شما بوديم و در راه خدا جنگ ها كرديم و قرآن در زمان ما نازل شد.

پيامبر فرمود: اگر مشكلات و سختي هاي كه براي آنها پيش مي آيد و آنان در مقابل، پايدراي و مقاومت مي ورزند، براي شما پيش مي آمدع نمي توانستيد مانند آنها پايدار و ثابت قدم باشيد.

و در روايت ديگري پيامبر اكرم به حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايند:

بزرگترين مردم از جهت يقين، افرادي هستند كه در آخرالزمان مي آيند زيرا آنها پيامبر خدا را نديدند و درك نكردند و همچنين حجت خدا (و امام زمانشان) در غيبت بسر مي برد، ولي آنها به خطوط ترسيم شده بر كاغذ ايمان مي آورند.

خلاصه اينكه در ايام غيبت و دوري از امام عصر زنان كه نيمي از جامعه را تشكيل مي دهند بايد نقش سازنده اي داشته باشند و بدانند كه آنها نيز موظفند دوش به دوش مردان براي زمينه سازي ظهور امام زمان تلاش عميق و پي گير و خستگي ناپذير بنمايند.

لذا زنان ما نبايد در مقابل وظاي مهم فردي و اجتماعي از خود سستي يا بي تفاوتي نشان دهند بلكه وظايفي كه بعضي از آنها در اين نوشته اورده شده است با جديت كامل عمل كنند و با هر فساد و تباهي مبارزه كنند و با عمل و تزكيه نفس خود را از منتظران واقعي حضرت بقية الله ارواحنا فداه قرار دهند. و بر ايمان و صراط مستقيم دين پايدار و مقاومت ورزند تا مصداق كلام گوهر بار پيامبر اكرم (ص) گردند.



حكايت
مرحوم شهيد دستغيب نقل مي كند كه در چند سال قبل خانم محترمه و علويه اي كه مداومت بر نماز جماعت مسجد جامع داشته به بنده گفت مدتها است كه بجدم صديقه طاهره فاطمه زهرا براي نجاتم متوسل شده ام تا اينكه شب گذشته در عالم رؤيا آن حضرت را ديدم عرض كردم: بي بي ما زنان چه كنيم كه اهل نجات باشيم؟

فرمود: شما زنان به شش چيز مواظبت كنيد تا اهل نجات شويد. و من غفلت كردم از پرسش آن شش چيز و از خواب بيدار شدم حال شما بگوئيد آن شش چيز كدام است؟

بنده به نظرم رسيد كه در قرآن مجيد آخر سورة الممتحنة وظايف زنان و شروط پذيرفته شدن بيعت آنها با رسول خدا را بيان فرموده است.

سپس به آيه 12 از سوره مزبور مراجعه نموده و شماره كردم، ديدم شش چيز است به آن علويه تذكر دادم كه قطعاً مراد حضرت صديقه كبري همين شش چيز است و براي اينكه زنان مسلمان وظايف خود را بدانند آيه مزبور با مختصر ترجمه اي نقل مي گردد.

يا ايها النبي اذا جائك المؤمنات يبايعنك علي ان لايشركن بالله شيئاً و لايسرقن و لايزنين و لا يقتلن اولادهن و لا يأتين ببهتان يفترينه بين ايديهن و ارجلهن و لا يعصينك في معروف فبايعهن و استغفرلهن الله ان الله غفور رحيم.

يعني اي پيغمبر چون زنان مؤمنه پيش تو آِند و بخواهند كه با تو بيعت كنند، بايد عهد ببندند كه شش چيز را ترك كنند (نخست) آنكه براي خدا هيچ چيز را شريك قرار ندهند.

(يعني در ذات و صفات و افعال و عبادت به تفصيلي كه در كتاب گناهان كبيره است).

(دوم) لايسرقن دزدي نكنيد، از مال شوهران و اغربايشان و از هر كس ديگر.

سوم: لايزنين زنا نكنند.

چهارم: لايقتلن اولادهنّ؛ فرزندان خود را نكشند(و از كشتن فرزند سقط جنين، بلكه ماده تكوين بچه است يعني نطفه و علقه و مضغه كه سقط آنها هم حرام و موجب ديه است بتفصيلي كه در كتاب گناهان كبيره است.

پنجم: لايأتين ببهتان؛ يعني بهتان و دروغ از پيش دست و پاي خود نبافند و بر كسي نبندند مانند اينكه بچه اي را از سر راه بردارد و بگويد آنرا زائيده ام و فرزندم هست و مانند اينكه زنان پاكدامن را قذف كنند و بهتان زنا بر آنها ببندند و بطور كلي هر بهتاني را بايد ترك كنند.

ششم: لايعصينك؛ و اي محمد (ص) مخالفت تو را نكنند در هر چيز بآن فرمان دهي ( مانند: نماز و روزه، حج، زكوة، و ولايت و مانند لزوم اطاعت از شوهر و پرهيز از نظر و لمس با اجنبي و غيره).

فبايعنّ؛ يعني پس با اين زنان بر شرطهائيكه گفته شد بيعت كن و بر ايشان از خدا آمرزش خواه كه خدا آمرزنده و مهربانست.

بیکاری شیطان

 


شیطان اکنون چه میکند؟
امروز ظهر شیطان را دیدم ! ...

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت ...
گفتم : ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟
بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند ...

شیطان گفت : خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم : ... به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت : من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم.
دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند.
اینان را به شیطان چه نیاز است؟
شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.

توصيه هايي براي بدست آوردن آرامش

به 12 توصیه زیر جهت به دست‌آوردن آرامش عمل کنیم:

1. جلوی گریه خود را نگیرید و گه‌گاهی گریه کنید.

2. دست‌کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره آرامش است، با زور نمی‌توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست‌کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3. افراد آرام به خود می‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می‌برند.

4. وقتی احساس می‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم‌زدن، آنها را پاک کنید.

5. اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد‌کردن دیگران، باعث آرامش می‌شود.

6. آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ای که هستند، زندگی می‌کنند و لذت می‌برند.

7. از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌کنید.

8. هرچه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9. مهم نیست که با شما مؤدبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10. سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام‌تر کنید، طولی نمی‌کشد که آرام خواهید شد. گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

11. با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید که با صدای بلند صحبت کند؟

12. با شوخ‌طبعی به آرامش خود کمک کنید.


گلایه از دل

گلایه از دل

گلایهای از دل...دل

گلایه
ام ز دلی هست كه بی تو مضطر نیست

دو چشم بی هنری كه بدون تو، تَر نیست

گلایه
ام ز زبانی كه بی حیا گشته

و گوش
ها كه برای گناهها كَر نیست

گلایه
ام ز محبین مدعی چو من است

كه با زیادی ما، غربت تو كمتر نیست!

هزار داد زدیم ادعای حب تو را

به پیش تیغ ولی یك خبر ز حنجر نیست

همیشه بانگ بلا، هر زمان چو كرب و بلا

و اقتدای جوانی
مان به اكبر نیست

عجیب نیست چرا پشت پرده
ای آقا

ز دشمنان چه بنالی چو دوست یاور نیست

اگر كه غیبتتان گشته است طولانی

گلایه
ام ز دلم هست كه بی تو مضطر نیست

توقعات امام زمان (عج)ازشیعیان

توقعات امام زمان (عج)ازشیعیان

پرهيز از افراط و تفريط:

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:

«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

 Description: http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/mahdi/24.jpg

توجه به آن حضرت همراه با محبت

امام زمان (ع) در توقيع شريفي خطاب به شيعيان مي فرمايند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستي به سوي ما قرار دهيد و در مسير دستورات روشن و قطعي دين حرکت کنيد که همانا من براي شما خيرخواهي مي کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نيکو بودن شما و رحمت و مهربانيمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمي پرداختيم.»(2)

 

ولايت حضرت علي (ع)

در تشرف مرحوم علي بغدادي (ره) در مسير کاظمين، ايشان پرسش هايي را از محضر امام زمان (ع) مي پرسد از جمله مي گويد:

پرسيدم: «روزي نزد مرحوم شيخ عبدالرزاق که مدرس حوزه بود، رفتم. شنيدم که بر روي منبر مي گفت: کسي که در طول عمر خود روزها روزه باشد و شب ها را به عبادت به سر برد و چهل حج عمره بجاي بجاي آورد و در ميان صفا و مروه بميرد ولي از دوستداران و محبان و مواليان اميرالمؤمنين (ع) نباشد براي او چيزي محسوب نمي شود.» امام زمان (ع) فرمودند: «آري والله براي او چيزي نيست.»

 Description: http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/mahdi/2.jpg

توسل به حضرت زينب (ع) جهت تعجيل در فرج

در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)

 

عرضه اعمال به محضر مقدس امام زمان (عج)

در تشرف مرحوم شيخ محمد طاهر نجفي (ره) خادم مسجد کوفه، حضرت مي فرمايند: «آيا ما شما را هر روز رعايت نمي کنيم؟ آيا اعمال شما بر ما عرضه نمي شود؟»

 

شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

 

اخلاص در عمل

يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده. پرسيدم: «چه کنم که در اين امر موفق باشم؟!» فرمود: «الاخلاص في العمل؛ يعني، در کارهاي خود اخلاص داشته باش.»(4)

 

بردباري و شکيبايي

در تشرف مرحوم سيد کريم پينه دوز (ره) از اخيار تهران که در خانه اجاره اي زندگي مي کرده است و با پايان يافتن مدت اجاره دچار رنج و زحمت مي گردد ضمن اينکه به او بشارت مي دهند، نگران نباشيد منزل درست مي شود مي فرمايند: «دوستان ما بايد در فراز و نشيب ها شکيبا و بردبار باشند.»(5)

 

تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

 

کمک به مردم

در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»(6)

 

توجه به پدر و مادر

در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

 Description: http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/mahdi/20.jpg

توسل به قمر بني هاشم (ع)

از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(8)

 

احترام به قرآن

در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»(9)

 

خدمت به محرومان

آقاي محمد علي برهاني مي گويد در خرداد 1358 هـ.ق براي رسيدگي به مردم محروم منطقه فريدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشين خراب شد و در بيابان تنها ماندم. ديدم چاره حز توسل به مولايم حضرت صاحب الزمان (ع) نيست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «يا اباصالح المهدي! ادرکني.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشريف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسيله نقليه فرمود: «ما هم اينجا رفت و آمد مي کنيم. شما هم خيلي مأجوريد چون خدمت به محرومين مي کنيد. و اين روش جدّم حضرت علي (ع) است. تا مي توانيد در حدّ تمکّن به اين طبقه خدمت کنيد و دست از اين کار بر نداريد که کار خوبي است.»(10)

 

روضه حضرت ابوالفضل (ع)

در تشرّف آقاي محمد علي فشندي تهراني (ره) پس از اينکه نماز امام حسين (ع) در شب هشتم ذيحجه را به او ياد مي دهند حاج محمد علي مي پرسد: «فردا شب امام زمان (ع) در چادرهاي حجاج مي آيد و به آنان نظر دارد؟» فرمود: «در چادر شما مي آيند چون فردا شب مصيبت عموريم حضرت ابوالفضل (ع) در آن خوانده مي شود.»(11)

 

ايران شيعه، خانه ماست

مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»(12)

 Description: http://www.ashoora.ir/images/stories/article_pictures/mahdi/31.jpg

مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر ت باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)

 

 

پی نوشتها :

(1)    بحارالانوار ، ج 52 ، ص179

(2)    بحارالانوار ، ج53، ص179

(3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251-184

(4)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 261

(5)    کرامات العالمین ،ص118

(6)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 6، ص198

(7)    نجم الثاقب ، ص 284

(8)    توجهات حضرت ولی عصر ، ص 160

(9)    ملاقات با امام زمان (عج) ، 330

(10)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 113

(11)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 149

(12)ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 137

(13)برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 306

 

اندیشه های ظهور

حدیثی ازکتاب اربعین حدیث فی المهدی.........

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟

عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟

فرمود : عزيزم ، مگر نمى دانى كه خداوند به اعل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم ؟

دخترم ! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه :

من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى باشم و با اين امتيازات پدر تو مى باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.

يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

ا فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته ، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشدى....

باباطاهر عریان لک زبان

نمی‌دانم چه کسی برای اولین بار بابا طاهر را لر دانسته و دچار این اشتباه شده است ؟ این اشتباه در نوع خود جالب است زیرا از طرفی لک ها را لر دانسته در صورتی که این‌گونه نیست  و همان قدر لرها  با لک‌ها دارای تمایزند که کردها با ترک‌ها، و دیگر آن‌که این اشتباه باعث شد تا هرگز کسی به فکرتحقیق و شرح و بیان  این به اصطلاح فهلویات نباشد و هماره در هاله ای از ابهام بمانند. براین  انتساب زبانی افراد، لازمه اش آن است که به یقین بدانیم که  مباحث و قوانین آن گویش و زبان بر چه منوالی است آن‌گاه قضاوت کنیم.

 

سال‌هاست که ادبای ما شعر شاعرانی را که در گستره زبانی فارسی قابل فهم نیست فهلویات می‌نامند. ولی هنوز کسی متوجه نشده است که ذکر کلمه فهلویات دردی را دوا نمی‌کند بلکه باید دنبال آن بود که معانی این اشعار استخراج شود و ریشه‌ی زبانی و گویشی آن‌ها مشخص گردد.

     یکی از این قربانیان همیشه‌ی تاریخ ادب فارسی«بابا طاهرعریان » همدانی نشین است. و او نیز مانند بسیاری از شاعران ما که زادگاهشان شهری و زیستگاهشان شهر دیگر بوده است به همدانی شهرت یافته است و اساساً زادگاهش یکی از شهرهای لک زبان کوهدشت، الشتر و یا نورآباد بوده است ولی در طول تاریخ ادب پارسی چه دخل و تصرفاتی که در دیوانش نشده است. در دیوان‌هایی که از بابا طاهر به جا مانده است ابیاتی به چشم می خورد که هیچ سنخیتی با دیگر ابیات ندارد و این بدان معناست که ابیات الحاقی در میان دیگر ابیات بابا طاهر بسیار است و مگر اهل ذوقی این بیگانگی را حس کند و تشخیص دهد و نگاهی به ابیاتی که مرحوم مینوی در یکی از کتابخانه های ترکیه  یادداشت کرده است فخامت و نژاده بودن ابیات بابا را مشخص می کند.

     ممکن است پرسیده شود که برهان این که«بابا»لک زبان بوده است چیست؟

     اصولاً در جواب این سوال یا باید به تعلیقات گذشته در کتب یا دواوین  تکیه کرد یا بر اساس محتویات زبانی و ادبی موجود در اثر شاعر حکم کرد. و حال ، ماکه از قسم اول بی نصیبیم و مقصر واقعی این ابهام، ادبای ما بوده اند که در این مورد تحقیقی به عمل نیاورده اند. ولی دیوان موجود یا اشعار موجود خود بهترین میزان برای قضاوت است. هنوز هیچ شاعر و نویسنده ای از لکــی بودن زبان بابا طاهر ذکری به میان نیاورده است.

     و اما، اهل فن می‌دانند که در دیوان بابا طاهر واژه‌هایی وجود دارد که منحصرند و حتا بزرگان در قرائتشان اشکال دارند البته نه به دلیل محقِق نبودن این عزیزان بلکه به دلیل تک واژه بودن و قاموسی نبودن این واژه‌ها. و هر واژه ای که در اشعار بابا به آن‌ها اشاره می‌کنم خاص زبان لکی است و در هیچ زبانی دیده نمی‌شود از جمله:

از ته ایمان؛ این عبارت امروزه به صورت اژتوئیمو یا از توئیم متعلق و وابسته‌ی توئیم ـ به کار می رود و در شکل بصری موجود هیچ ربطی به  ایمان و دین و ... ندارد.

اگر مستان مستیم از  (اژ)  توئیمان

وگر بی پا و دستیم از توئیمان

اگر گبریم و ترسا و مسلمان

به هر ملت که هستیم از توئیمان

آمیته: یکی از ویژگی‌های سبکی زبان لکی کاهش واجی در وسط کلمات خاصه حرف "خ" می‌باشد به عنوان مثال در این کهن زبان فخیم واژه های سوخت و فروخت و آمیخت را به ترتیب:

سُت یا سوت با ضمه‌ی سین و کسره‌ی واو؛ فِروت؛ آمیت و در نهایت با حذف آ ، به مِیت با یای مجهول بدل می شود وقس علی‌هذا...و امروزه در این زبان هرگاه برّه ای مادر خودرا می مکد می گویند میتی ؛ یعنی مکیدش منتها نه به معنای مکیدن بلکه به معنایی آمیختگی و یکی  شدن تام. پس اگر بابا طاهر می‌گوید:

اگر دل دلبره دلبر کدومه

وگر دلبر دله دل را چه نومه

دل و دلبر به هم آمیته بینم

نذونم دل کیه دلبر کدومه

همین معنی را در بر دارد.

بِلبِل: هنوز در این زبان و در این مرزو بوم نام این پرنده را با کسر هردو "ب"بر زبان می رانند و گواه صحت این تلفظ یکی از یادداشت‌های مرحوم مینوی از روی اشعار باباطاهر است که در نسخه ای خطی در ترکیه یافته است(ر.ک. ج 2 تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا ص 385)

بِنامی: یکی دیگر از واژه های به کار رفته در اشعار باباطاهر عریان بنا بر یادداشت مرحوم مینوی بَنامی است که امروزه در زبان لکی به صورت بنومی به کار می رود و صورت دیگر کلمه‌ی بد نامی است.بابا طاهر می گوید:

بنامِی نشِّه أینی که من کرد

بمن هر آن کَرَند هروَد که من کرد

که ترجمه اش این است:

نکند این آئینی که من آورده ام باعت بدنامی شود زیرا هرآن‌چه از من برود همان را در حقم انجام خواهند داد.

بنوشه: باز از واژه های زنده‌ی ادب نوشتاری و گفتاری زبان لکی همین واژه‌ی بنوشه (بنفشه)است گرچه در گستره‌ی دگرگونی واجی جای دارد ولی همین کافیست که بگوئیم چون این واژه در زبان فلانی بکار رفته است می تواند دلیلی بر هم‌زبانی اش با لک ها باشد.

آلاله کوهسارانم تویی یار

بنوشه جوکنارانم توئی یار

آلاله کوهساران هفته ای بی

امید روزگارانم تویی یار

جالون: یکی دیگر از واژه های کاربردی زبان بابا طاهر جالون است هرچند بنابر نوشته مرحوم مینوی جالوند یادداشت شده است ولی از اشتباهات کاتبان پیشین است زیرا این کلمه نه تنها همان جاران ـ جار یعنی صحرا + ان جمع ـ است بلکه باید گفت طبق قوانین ابدال حاکم بر زبان لکی را به لام بدل شده است و اگر چه متن یادداشت شده توسط مرحوم مینوی به این صورت است:

دال جالوندَ کوهان کرد پرواز...

ولی باید گفت که درست آن به این گونه است:

دالِ جالون دَ  کوهان کرد پرواز: یعنی عقاب قدرتمند صحاری از کوهستان به پرواز درآمد، نه آن‌که بگوییم در کوهستان به پرواز درآمد.

بوره: از واژه‌های پر بسامد در اشعار بابا طاهر همدانی لک زبان همین واژه است که خاص زبان لکی است و های آخر این واژه یای مجهول یا های بیان حرکت است و به معنی بیا می باشد.

بورهِ‌ای روی‌تو باغ‌وبهارم خیالت مونس‌شب‌های تارم

خدا دونه که در دنیای فانی

بغیر از عشق تو کاری ندارم

بوره کز دیده جیحونی بسازیم

بوره لیلی و مجنونی بسازیم

فریدون عزیم رفته از دست

بوره از نو فریدونی بسازیم

تولی: واژه‌ای دیگر که خود بابا طاهر به گیاه بودن و نشاندن ـ کشت کردن ـ آن اشاره کرده همین توله یا تولی با یای مجهول است که امروز ه هنوز کاربردی زنده دارد بنگرید به یادداشت مرحوم مینوی:

نشانم تولَه و مویم به زاری

بی که بلبل هَنی وا وُل نشانم

:گیاه توله کشت خواهم کرد و به زاری خواهم گریست شاید دوباره گل را با بلبل آشتی دهم.

تَه کِت: هنوز لک زبانان این واژه ـ تَه ک ـ را که در کاربرد معنایی زبان خود دارند و به معنا ی نزد و پیش و عقیده از آن افاده معنا می کنند.

ته کت نازنده چشمان سرمه سایی

ته کت زیبنده بالا دلربایی

ته کت مشکین دو گیسو در قفا یی

به مو واجی که سر گردان چرایی

دِرّک: باز از واژگانی که جای هیچ بحث و شبهه ای ندارد و لکی خاص و خالص است همین واژه‌ی دِرّک ـ خار به معنای عام ـ است که باز راهگشای فهم زبان بابا طاهر است.

شب تار و بیابان پر درّک بی

در این ره روشنایی کمترک  بی

گر از دستت برآید پوست از تن

بیفکن تا که بارت کمترک بی

دیرم: ـ دارم ـ این واژه به کسر دال و راء، از امروزی ترین واژه های زبان لکی است.ندانستن تلفظ درست این لفظ باعث آن شده است که به صورتهای دور از واقع خوانده و تلفظ شود. و عجیب آن است که صورتهای صرفی این لفظ در زمان و اشخاص مختلف یکی از بسامدهای فراوان را به خود اختصاص داده است.

دلی نازک به سان شیشه دیرِم

اگر آهی کشم اندیشه دیرِم

سرشکم گر بود خونین عجب نیست

مو آن نخلم که در خون ریشه دیرِم

یا مو از قالوا بلی تشویش دیرِم

گنه از برگ بارون ) دارون  درخت‌ها (بیش دیرم

اگر لا تقنطوا دستم نگیره

مو از یا ویلنا دل ریش دیرم

دیری: بایای مجهول: ـ داری ـ  این واژه نیز از بسامد بسیار بالایی برخوردار است و جای شک و تردید ندارد زیرا این واژه هنوز در زبان لکی استعمال تام و تمام دارد.

رو همه رو: این گروه کلمه در بر دارنده دوویژگی مختص به زبان لکی است . نخست آنکه لک زبان هاهنوز روز را رو و روژ تلفظ می کنند و دیگر آنکه عبارت امروزی « اِمرو هما رو » به معنی امروز همه ی روز ؛ به معنی تمامی روز و از اول تا آخر روز، هنوز کاربرد تام دارد ولذا قابل قیاس با این عبارت بابا طاهر است که می فرماید:

رو همّه رو ورایم گرد گیتی        

    شوو درآیه و او سنگی نهم سر

سوته:در شرح کلمات گذشته گفتیم که بعضی از »ه«های آخر کلمات بیانگر یای مجهولند و این جا نیز یکی از آن موارد است و به معنای سوخته آمده است. و نکته ای که قابل شرح است اینکه نگارنده ترجیح میدهد که نسخ تصحیح شده بازاری بابا طاهر را بر نسخ تصحیح شده به دست ادبا را ارج بنهد زیرا بازاریان فقط کار بازاری ارایه می دهند و صورت کار را خراب نمی کنند ولی ادبا معمولا بر اساس ذوق یا قراین یا ... اصل موضوع را تحریف می کنند. بابا طاهر می‌گوید:

نوای ناله غم اندوته ذونه

عیار قلب و خالص بوته ذونه

بیا سوته دلان باهم بنالیم

که قدر سوته دل دل سوته ذونه

گلگشت: سال‌هاست که از خود می پرسم :مگر چه تفاوتی بین این واژه در زبان لکی با معنای آن در زبان فارسی وجود دارد؟ راستی نه آن است که  لغتی چه بسا در طول تاریخ تلفظش فراموش شده باشد؟ و این یکی هم در دایره‌ی شمول این پرسش واقع شود؟سال‌ها گذشت تا آنکه به این نتیجه رسیدم که ؛

     این واژه با کسر گاف اول و فتح گاف دوم، درست تر است زیرا در زبان لکی دو مصدر داریم یکی به صورت گیلیاین در معنی گشتن و دور زدن و برگشتن و دیگری همان گشتن است. حال با توجه به مطالب فوق باید گفت که گِلِگشت به معنی دور زدن و گردش و رفت آمد ومیدان تحرک می باشد نه گشتن میان گل‌ها و تفریح گلانه؟! زیرا صورت دومی در همین زبان وجود دارد که قضیه را ثابت می کند و آن ،گشتِ گِیل به معنی رفت و برگشت و تفریح و دید و بازدید است. حال با این توصیفات بنگرید که معنای این بیت بابا طاهر چسان بهتر درک می شود.

بهار آمد به صحرا و در و دشت

جوانی هم بهاری بود و بگذشت

سر قبر جوانان لاله روید

دمی که مهوشان آیند به گِلگَشت

مکه: کلمه مکن در زبان لکی همین مکه است که امروزه آشنای گوش و زبان لک زبان‌هاست

پریشان سنبلان پرتاب مکه

خمارین نرگسان پر خواب مکه

برینی ته که دل از ما بُرینی

برینه روزگار اشتاب مکه

نذانی: در بسیاری از نسخ باباطاهر این واژه اصیل ندانسته به ندانی بدل شده که بسیار نادرست است زیرا هنوز این فعل« ذِناستن » در معنای دانستن کاربرد تام دارد.

ته که ناخوانده ای علم سماوات ته که نابرده ای ره در خرابات

ته که سود و زیان خود نذانی

به یاران کی رسی هیهات هیهات

واتن: از دیگر مواردی که باباطاهر به کار برده و هنوز در بین لک زبانان استعمال دارد همین واژه واتن )گفتن( است و صورت‌های دیگرش کاملا مورد استفاده در گفتار مردم است؛ مانند واتَه: گفته و نقل قول و ضرب المثل و صورت‌های صرفی در زمان‌ها و اشخاص مختلف.

وی شه: با یای مجهول در  ی و های بیان حرکت،به معنی ؛ پیش و کنار و در گردن و دین و حق و ... می باشد و اگر لک زبانی می گوید حقم وی شه ؛ یعنی حقم پیش اوست.

هزاران دل به غارت برده وی شه

هزارانت دگر خون کرده وی شه

هزاران داغ ریش ارویشم اشمرد

هنو نشمرده اژ نشمرده وی شه

هنی: از دیگر موارد جزم و بدون تردید در اشعار بابا طاهر واژه »هنی؛ هنوز و حالا حالاها و دیگر« است که از هر لک زبان ناخوانده درسی بپرسی به یقین قبول خواهد کرد که بله این موضوع معنایی در زبان لکی درست است.

 و یا واژه تُه یا تُ به معنی تو :

 دلم میل گل باغ تُه دیره ـ دیری ـ

درون سینه ام داغ تُه دیره

بشِم آلاله زاران لاله چینِم

وینم آلاله هم داغ تو دیره

به صحرا بنگرم صحرا تُه وینم

به دریا بنگرم دریا تُه وینم

به هرجا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا تُه وینم

 



Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

رضا حسنوند (شوریده لرستانی(

درباره ی ایران

800x600

   ایران نمایانگر یکی از ریشه دار ترین، تنها ترین و سره (اصیل) ترین شهریگری (تمدن) های جهان است که توانسته است به عنوان یکی از شگفت انگیزترین خواستگاه ها که در شهریگری (تمدن) بشری شرکت جسته مورد توجه قرار گیرد.

   بنا بر شهادت بازمانده های باستانی، مردمان (آدمیان) از زمان های بسیار کهن در کشور ما می زیسته اند. به درستی که شمار بسیاری تپه، سنگ نبشته و نشانه های شهریگری (تمدن) باستانی گواهی و یادبودی از اقامتگاه نیاکان ما در سده های "پالِئو" و "نوسنگی" در خود دارند.

    به هر روی، زمانی که مردمانی نام خود را بر این کشور گذاشتند به  3000  سال پیش از میلاد برمی گردد ؛ زمانی که آریایی ها، یک شاخه از مردم هند و اروپایی، در کوچ درازمدتشان از آسیای کوچک به این کشور سرسبز رسیدند و مستقر شدند.

    این کوچ نشینان باستانی، در این دوره از تاریخ، تا چنان مراحل برتری رشد کردند که سایه ی خود را بر سر خاندان (قبیله) های همسایه ی خود، خیلی پیشتر از یونانیان باستان، افکندند.

    به هر روی، و در پی آمد فراز و نشیب های بسیار، کشور ما کشورگشایان و  تاخت و تاز گران  بسیاری را می شناسد؛ اسکندر، چنگیز خان، تیمور لنگ و بسیاری کسان دیگر، ولی او شایستگی آن را داشت که بار دیگر به پا خیزد و آن کشور گشایان را در خود غرق کند و با خود وفق دهد.

    امروزه، ایران تنها در یک بخشی جزئی از مرز بسیاری بزرگی که در آغاز تاریخ نوشته شده در آن بود جای دارد. شناخته شده به عنوان ایران بزرگ از نظر جامعه ی متفق القول خاورشناسان، این کشور به فرم یک فلات بلند از رود فرات در باختر به رود سند در خاور و از جلگه های زیرین دریای مازندران در شمال تا کرانه ی خلیج همیشه پارس در جنوب گسترده شده است.

    فلات ایران که آسیا را به اروپا و آفریقا پیوند می دهد نه تنها از نقطه نظر جغرافیایی که در همه ی دوره های تاریخ جهان موقعیتی مهم و ارزشمند را دارا بوده است.

    ایران کمابیش از  25  درجه تا  40  درجه ی عرض جغرافیایی شمالی و  44  درجه تا  63.5  درجه ی طول جغرافیایی خاوری (شرقی) از نصف النهار گرینویچ جای گرفته است. بنابراین همه ی خاک آن در منطقه ی معتدل شمالی، جنوب غربی آسیا و در خاورمیانه جای دارد. پهنه (مساحت) ایران امروز  1.648.000  کیلومتر مربع است، در حدود دو سوم فلات ایران و یک بیست و پنجم آسیا را اشغال می کند.

    بیش از نیمی از خاک ایران با کوه های بلند پوشیده شده است، که بیشتر آن ها توسط دو رشته کوه البرز و زاگرس تقسیم شده اند. برابر با یک چهارم خاک ایران بیابان است و  7.7% از زمین آن پوشیده از جنگل های سبز و خرم است. "دماوند" با بلندای  5.671  متر، بلندترین ستیغ در رشته کوه البرز و همه جای ایران است. این آتشفشان خاموش همانند فوجیاما در ژاپن به نظر می رسد و جایگاه ویژه ای در ادبیات و هنر (به ویژه کوزه گری) ایرانیان دارد.

    تهران، پایتخت ایران، در سراشیبی این کوه بزرگ در رشته کوه البرز جای دارد. دریای مازندران در شمال ایران با پهنه (مساحت) 438.400  کیلومتر مربع و بزرگ ترین دریاچه ی روی زمین است، پس به حق دریا نامیده می شود. پیرامون (محیط) دریای مازندران  6.379  کیلومتر است، جنوبی ترین کرانه ی آن که تنها به پهنای  5  کیلومتر گسترده می شود، در بخش آب های ایران است.

 

     سرانجام، خلیج همیشه پارس در جنوب ایران از راه تنگه ی هرمز به آب های آزاد وصل شده است و ارزش بسیاری از دیدگاه استراتژیکی دارد. خلیج پارس از زمان های بسیار دور یکی از کهن ترین راه های آبی است که توسط آدمیان به کار برده شده است؛ پهنه ی آن تا تنگه ی هرمز  232.850  کیلومتر مربع است. خلیج فارس از اروند رود تا دهانه ی تنگه ی هرمز با فرا گرفتن کناره ی جنوب غربی ایران امتداد می یابد.

    ایران (در زمان نوشته شدن این مقاله) دارای  24  استان، 195  شهر و شهرک و  500  بخش (ناحیه) است. جمعیت در ایران بنابر آخرین سرشماری، 60  میلیون تن است. ( برگرداننده : اکنون، 85  خورشیدی، کمابیش  70  میلیون تن است.)

    همسایگان ایران جمهوری شوروی پیشین در شمال، افغانستان و پاکستان در خاور، ترکیه و عراق در باختر و شیخ نشینان تازی (عرب) در پایین کرانه ی خلیج همیشه پارس در جنوب. دولت ایران "جمهوری اسلامی" است و دین رسمی آن "اسلام" است؛  98% از مردم ایران مسلمان که  91% آنان شیعه هستند. زبان گفتاری و نوشتاری رایج در ایران فارسی است.

    مشهور ترین اقلیت های مذهبی زرتشتیان، مسیحیان ارمنی و یهودیان هستند.

    از زمان باستان تا کنون نژاد های گوناگون مانند لک. لر، کرد، ترک، گیلک، بلوچ و تیره های دیگر در سرزمین باستانی سوم زندگی کرده اند و نقشی ارزشمند در پایه گذاری شهریگری (تمدن) جهان نوین بازی کرده اند که شایسته ی سپاسگزاری است.

   برگردانی (ترجمه) از پایگاه http://www.artofiran.org/history.htm    

توسط  خورشیدوش  در  آذر ماه  84  خورشیدی

ارمگاه امامزاده ابراهیم علیه السلام در شهر نورآباد

ارمگاه امامزاده ابراهیم علیه السلام در شهر نورآباد

 

قبل از اینکه در مورد امامزاده ابراهیم  علیه السلام توضیح بدهیم یک مقدار در مورد شهر تاریخی نورآباد دلفان باید بگویم.نورآباد شهری است در شمال غرب استان لرستان. این شهر مرکز شهرستان دلفان است و آب و هوایی سرد و کوهستانی دارد. طبیعتی زیبا برای گردشگری دارد. از جمله مناطق دیدنی آن محراب کوه می‌باشد. مردمانش با زبان لکی  که جزو زبان‌های باستانی ایران )هند و اروپایی ) است صحبت می‌کنند.لازم به ذکر است که شهرستان دلفان تاکنون به درستی معرفی نشده است . اما خوشبختانه یکی از محققین فعال وپرتلاش نورآبادی بنام آقای رضا نظری که به عنوان دبیر در آموزش و پرورش شاغل است مدت ده سال است که در حوزه دلفان‌شناسی به ویژه پیرامون تاریخ و جغرافیا و مردم‌شناسی این شهرستان مشغول پژوهش بوده و همچنین دارای یکی از کامل‌ترین آرشیوهای عکس در موضوعات مختلف از این شهرستان می‌باشد . لذا محققین و دانشجویان و... جهت کسب اطلاعات درست و کامل می توانند به نامبرده مراجعه نمایند. ناگفته نماند که وی در نظر دارد حاصل تحقیقات ده ساله خود را در دو مجلد بنام جغرافیای تاریخی و جغرافیای طبیعی دلفان منتشر نماید که امیدواریم هرچه زودتر این مهم محقق شود تا شهرستان زیبای دلفان بیشتر و بهتر به ایران و جهان معرفی گردد.

همه ساکنان دلفان به زبان لکی مکالمه می کنند. لکی گویش طوایف لَک است. گویش لکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی است. زبان شناسان لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌ تبار غربی قرار داده‌اندو اما امامزاده ابراهیم علیه السلام...

 

 

 

امامزاده ابراهیم علیه السلام

 

بارگاه ملكوتی امامزاده ابراهیم(ع) معروف به «بابابزرگ» یكی از بقاع متبركه‌ای است كه در ۶۵ كیلومتری شهرستان دلفان واقع است و هرساله هزاران زائر و شیفته ائمه اطهار(ع) از شهرهای مختلف لرستان و استان‌های همدان و كرمانشاه، را به خود جذب می‌كند.

برابر شجرنامه، «بابابزرگ» از فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) است كه بعد از شهادت امام رضا(ع) در توس به همراه دیگر اعضای اهل بیت در شهرهای مختلف ایران متواری شدند و امامزاده ابراهیم(ع) در دلفان به دست شخصی به نام سهراب سرخه میلی به شهادت رسیده ااست.

بنای بابای بزرگ از لحاظ معماری قابل توجه و تعمق است، شامل دو بناست كه بنای اصلی مقبره امامزاده ابراهیم است كه گفته می‌شود ساخت آن مربوط به دوره صفوی است و در دوره قاجاریه و دوره معاصر ترمیم‌هایی روی آن صورت گرفته است.

ارتفاع طاق گنبد این امامزاده كه دارای مقرنس‌های جالبی است، 22 متر و دو گلدسته آجری نیز در كنار آن چون مناره برافراشته قد علم كرده است.

تمامی بخش‌های گنبد با سنگ و آجر ساخته شده، داخل حرم هشت ضلعی است و اندازه هر ضلع دو متر و 30 سانتی‌متر است.

در دو طرف شرقی و غربی آن، دو محراب ساخته شده و داخل حرم به طرز بسیار جالبی كاشیكاری شده است.

در ضلع جنوب غربی گنبد بابای بزرگ، گنبد كوچكتری وجود دارد كه به نام «كال نازار» به معنی سبزه روی نازنین مشهور است كه گفته می‌شود از اصحاب و بستگان و یا خادمین بابای بزرگ بوده و از دیرباز مورد احترام زایران و مردم منطقه بوده است.

مردم منطقه و استان‌های همجوار به واسطه كرامات و معجزات بابای بزرگ به آن اعتقاد فراوانی دارند و او را مراد و تكیه‌گاه خود می‌دانند و در ناملایمات و سختی‌های روزگار به وی متوسل شده و همواره به زیارتش می‌شتابند. مردم لك زبان، اعتقاد و احترام خاص خود به این امامزداه را كه با جان و روح آنان در هم تنیده شده، در ادبیات و اشعار لكی خود به وفور نشان داده‌اند.

در گذشته نیز باستان شناسان و شرق شناسان زیادی چون «هنری راولینسن» درسال 1836، «فریا استارك» در سال 1927، «اشتاین» درسال 1936، «اریك اشمیت» در سال 1938، «مورتنسن» و بسیاری دیگر از این مقبره بازدید و درباره ساختمان آن و ارادت و اعتقادات مردم منطقه به بابای بزرگ در سفرنامه‌های خود به آن اشاره كرده‌اند كه همگی نشان از اهمیت و جایگاه صاحب بقعه و بارگاه در دوره‌های مختلف تاریخ دارد.

بارگاه امامزاده ابراهیم، علاوه بر دارا بودن ویژگی‌های دینی و تاریخی به سبب قرار گرفتن در یك منطقه جنگلی و خوش آب و هوا، از جاذبه بالایی برخودار است و در صورت توجه می‌تواند به‌عنوان یكی از قطب‌های گردشگری مذهبی در استان لرستان تبدیل شود.

سالانه 50 هزار نفر از استان‌های لرستان، ایلام، كرمانشاه و همدان به‌خصوص در فصول بهار و تابستان به زیارت بارگاه این امام‌زاده مشرف می‌شوند.

 

گنبد بابای بزرگ امامزاده ابراهیم

 

در دره ای بین كوه مهراب  و دامنه های سركشتی مقبره ای تاریخی و مذهبی بنام بابای بزرگ قرار دارد . گنبد آجری و تزئینات داخلی آن ویژگیهای معماری قرن 7 هجری و قاجاری را دارد .

در لرستان لفظ بابا به پیران و مرشدان اهل حق گفته می شود . همچنین  گفته می شود كه  نام صاحب گنبد ابراهیم از فرزندان حضرت موسی بن جعفر (ع) است . داخل گنبد هشت ضعلی و ورودی آن از طرف شمال است . این مقبره ساده قابل مقایسه با بناهای دوره صفویه می باشد. امام زاده ابراهیم نزد اهالی نورآباد و كوهدشت دارای احترام و قداست خاصی است .

 

‌از دی‍گ‍ر ج‍‍اذب‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ طب‍ی‍‍ع‍‍ی‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دل‍ف‍‍ان‌، ک‍وه‌ ش‍گ‍ف‍ت‌ ‌ان‍گ‍ی‍ز م‍‍ه‍ر‌اب‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ در این جاذبه زیبای طبیعی در 60 ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ر‌ی‌ ج‍ن‍وب‌ ‌غربی ن‍ور‌آب‍‍اد مرکز شهرستان دلفان و‌اق‍‍ع‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت‌.

‌ای‍ن‌ ک‍وه‌ ‌ه‍م‍چ‍ون‌ ش‍‍ا‌ه‍ی‍ن‍‍ی‌ ب‍ر ب‍ل‍ن‍د‌ا‌ی‌ ف‍ل‍ک‌ چ‍ش‍م‌ ت‍ی‍زب‍ی‍ن‌ خ‍ود ر‌ا ب‍ه‌ ب‍ی‍ک‍ر‌ان‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ س‍رس‍ب‍ز دل‍ف‍‍ان‌ دوخ‍ت‍ه‌ ‌اس‍ت‌.

‌آب‍ش‍‍ار‌ه‍‍ا‌ی‌ ق‍م‍ش‌، م‍‍ه‍ر‌اب‌، گ‍‍اوی‍‍ا و س‍ول‍ه‌ از دیگر جاذبه های طبیعی شهرستان دلفان هستند ک‍ه‌ ج‍ل‍وه‌ ‌ا‌ی‌ خاص ‌از زیبایی های خ‍ل‍ق‍ت‌ را برای مردم این دیار به ارمغان آورده است.

دل‍ف‍‍ان‌ س‍رزم‍ی‍ن‌ ‌آث‍‍ار ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ ‌و در ت‍م‍‍ام‌ ‌ا‌ع‍ص‍‍ار م‍ورد ت‍وج‍ه‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‌ ش‍ن‍‍اس‍‍ان‌ ب‍وده‌ و بسیاری از آثار و اشیا تاریخی بدست آمده از این منطقه زینت بخش بسیاری از موزه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ د‌اخ‍ل‍‍ی‌ و خارجی است.

وج‍ود ت‍پ‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ ب‍‍اب‍‍اج‍‍ان ، س‍ی‍ک‍ون‍د و ی‍‍ار‌آب‍‍اد ‌ه‍ر ک‍د‌ام‌ گ‍وی‍‍ا‌ی‌ بخشی از ت‍م‍دن‌ درخ‍ش‍‍ان‌ ‌ ‌ای‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه ‌تاریخی کشورمان ‌اس‍ت‌ .

ت‍پ‍ه‌ ب‍‍اب‍‍اج‍‍ان‌ گ‍ن‍ج‍ی‍ن‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ‌ارزش‍م‍ن‍د ‌از ‌ه‍وی‍ت‌ و م‍ی‍ر‌اث‌ ک‍‍ه‍ن‌ ‌ای‍ر‌ان‍‍ی‌ در پ‍‍ه‍ن‌ دش‍ت‌ س‍ب‍ز ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دل‍ف‍‍ان‌، ب‍‍اش‍ک‍وه‌ خ‍‍اص‍‍ی‌ ق‍د ب‍ر‌اف‍ر‌اش‍ت‍ه‌ و ب‍ه‌ ‌ع‍ن‍و‌ان‌ ب‍زرگ‍ت‍ری‍ن‌ ت‍پ‍ه‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ کشور خ‍ود ن‍م‍‍ای‍‍ی‌ م‍‍ی‌ ک‍ن‍د.

ت‍پ‍ه‌ ب‍‍اب‍‍اج‍‍ان‌ ش‍‍ه‍رت‌ ج‍‍ه‍‍ان‍‍ی‌ د‌ارد و نوع م‍‍ع‍م‍‍ار‌ی‌ و ‌آث‍‍ار ب‍دس‍ت‌ ‌آم‍ده‌ ‌از این تپه باستانی ‌ پ‍ی‍ش‌ در‌آم‍د و م‍رج‍‍ع‌ مهمی در م‍ط‍ال‍‍ع‍‍ات‌ ت‍م‍دن‌ ‌ای‍ر‌ان‌ زمین اس‍ت.

‌ای‍ن‌ م‍ح‍وطه‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ در پ‍ن‍ج‌ ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ر‌ی‌ ‌غ‍رب‌ ن‍ور‌آب‍‍اد م‍رک‍ز ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دل‍ف‍‍ان‌ و‌اق‍‍ع‌ ش‍ده‌ ‌و ب‍ر‌ا‌ی‌ ن‍خ‍س‍ت‍ی‍ن‌ ب‍‍ار ت‍وس‍ط ‌ "گ‍ل‍رگ‍‍اف‌ م‍ی‍د" ‌محقق د‌ان‍ش‍گ‍‍اه‌ ل‍ن‍دن‌ در ف‍‍اص‍ل‍ه‌ س‍‍ال‍‍ه‍‍ا‌ی‌ 1344 ت‍‍ا 1347 م‍ورد ک‍‍اوش‌ ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‌ ک‍ه‌ در ن‍ت‍ی‍ج‍ه‌ ‌ای‍ن‌ ک‍‍اوش‌ ن‍ت‍‍ای‍ج‌ درخ‍ش‍‍ان‍‍ی‌ ‌از ت‍‍اری‍خ‌ س‍رزم‍ی‍ن‌ ‌ای‍ر‌ان‌ ب‍دس‍ت‌ ‌آم‍د.

ت‍پ‍ه‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ "ب‍‍اب‍‍اج‍‍ان‌" دل‍ف‍‍ان‌ در ب‍ررس‍ی‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ‌اول‍ی‍ه‌ چ‍‍ه‍‍ار دوره‌ ت‍‍اری‍خ‍‍ی‌ و پ‍ی‍ش‌ ‌از ت‍‍اری‍خ، م‍رب‍وط ب‍ه‌ دوره‌ م‍‍اد و ‌ه‍خ‍‍ام‍ن‍ش‍‍ی‌، ق‍رن‌ ‌ه‍ش‍ت‍م‌ ت‍‍ا ن‍‍ه‍م‌ ‌ه‍ز‌اره‌ س‍وم‌ ق‍ب‍ل‌ ‌از م‍ی‍لاد ش‍ن‍‍اس‍‍ای‍‍ی‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت.

ر‌اه‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ "گ‍‍اش‍م‍‍ار" ی‍ک‍‍ی دیگر‌ ‌از ج‍‍اذب‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ت‍‍اری‍خ‍‍ی‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دل‍ف‍‍ان است که در60 ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ر‌ی‌ ج‍ن‍وب‌ ‌غ‍رب‍‍ی‌ ن‍ور‌آب‍‍اد م‍رک‍ز ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دل‍ف‍‍ان‌ ق‍ر‌ار د‌ارد.

این اثر تاریخی ب‍ه‌ ‌ع‍ن‍و‌ان‌ ی‍ک‍‍ی‌ ‌از ج‍‍اذب‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ت‍‍اری‍خ‍‍ی‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دل‍ف‍‍ان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ، ‌ا‌ه‍م‍ی‍ت‌ ت‍‍اری‍خ‍‍ی‌ و ‌اق‍ت‍ص‍‍اد‌ی‌ ‌ای‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ر‌ا در گ‍ذش‍ت‍ه‌ دور ب‍ی‍‍ان‌ م‍‍ی‌ ک‍ند.

‌ای‍ن‌ ر‌اه‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ ی‍ک‍‍ی‌ ‌از ر‌ا‌ه‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ارتباطی ‌ای‍ر‌ان‌ باستان ‌اس‍ت‌ و ب‍خ‍ش‍‍ی‌ ‌از ر‌اه‌ ش‍‍ا‌ه‍‍ی‌ م‍‍ع‍روف‌ ب‍ی‍ن‌ ‌ه‍م‍د‌ان‌ و ش‍وش‌ ب‍وده‌ ک‍ه‌ در گ‍ذش‍ت‍ه‌ دور ‌ارت‍ب‍‍اط میان دو پ‍‍ای‍ت‍خ‍ت‌ زم‍س‍ت‍‍ان‍‍ی‌ و ت‍‍اب‍س‍ت‍‍ان‍‍ی‌ ‌ه‍خ‍‍ام‍ن‍ش‍ی‍‍ان‌ ر‌ا برقرار م‍‍ی‌ ک‍رده است.

 

ویژگی آب و هوایی شهرستان دلفان

بنام خدا

ویژگی آب و هوایی شهرستان دلفان

به قلم : رضا نظری

 

موقعيت و وسعت :

 

                شهرستان نورآباد دلفان در شمال استان لرستان از 21/47درجه تا84/19 درجه طول شرقي و از48/33    تا     22/34    درجه عرض شمالي گسترده شده است و تقريباً 1870 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.

اين شهرستان در شمال استان لرستان واقع شده و از طريق شهرستانهاي هرسين به استان كرمانشاه و  شهرستان نهاوند به استان همدان متصل مي شود.

 از مهمترين ويژگيهاي آن آب و هواي ويژه و توپوگرافي آن است به طوري كه اين شهر در اطراف داراي كوههاي برف گير و صعب العبورمي باشد كه ساير زواياي جغرافيايي استاني و طبيعي آن را نيز تحت شعاع قرار داده است. به هر حال توپوگرافي خاص منطقه عرض جغرافيايي نسبتاً بالاي آن قرارگيري و نحوه تآثير پذيري آن نسبت به توده هاي آب وهوايي وارد شده به استانكه در اين منطقه بيشتر سيستمهاي سينوپتيكي وارد شده از سمت شمال و شمالغربي و مديترانه اي بوده كه همراه خود با ريزش تودههاي هواي سرد به همراه ارتفاع و عرض جغرافيايي بالا باعث شده كه بارش هاي جوي بيشتر بصورت برف باشد كه از نظر ارتفاع از سطح دريا بعد از اليگودرز و ازنا مرتفعترين شهرستان مي باشد كهويژگيهاي خاصي به منطقه بخشيده و باعث تفاوت هاي زيادي در زمينه آب و هوايي و اقليمي در اين منطقه نسبت به مناطق ديگر استان گرديده است.

شرايط و ويژگيهاي آب و هوايي شهرستان  دلفان:

 

داشتن روزهاي همراه با يخبندان زياد و ريزش نزولات جوي به شكل برف و داشتن دماهاي پايين ، وزش بادهاي شديد از ويژگيهايي آب و هوايي اين منطقه مي باشد كه اين ويژگيها ناشي از ارتفاع و توپوگرافي منطقه و چگونگي ورود توده هاي آب و هوايي به خصوص توده هاي هوايي كه از سمت شمال غرب كشور وارد استان مي شود مي باشد زيرا از يك طرف عرض جغرافيايي بالا و جهت آن باعث مي شود كه بارندگي زيادي در اين منطقه داشته باشيم از طرف ديگر ارتفاع زياد آن نسبت به ساير نقاط استان باعث نزول بارشها به صورت برف مي باشد .

بطور كلي شهرستان دلفان داراي تابستانهاي معتدل و زمستانهاي سرد  بوده و داراي  آب و هوائي سرد و مرطوب ميباشد.

 

 

 

پارامترهاي آب و هوايي

1-            دما: متوسط دماي حداقل :

همانطوري كه نمودار حد اقل دما نشان مي دهد در چهار ماه از سال متوسط ماهيانه دماي حداقل شهرستان نورآباد زير صفر مي باشد و اين امر  نشان دهنده وقوع روزهاي همراه با يخبندان مي باشد پايين ترين دماي حداقل مربوط به بهمن ماه مي باشد به طوري كه پائين ترين متوسط دماي حداقل مربوط به ماههاي فصل زمستان مي باشد كه همه زير صفر هستند و بالاترين دماي حداقل مربوط به ماههاي  تابستان است كه همه بالاتر از 10 درجه سانتيگراد مي باشند.

متوسط دماي حداكثر :

همانطور كه نمودار مربوط به متوسط دماي حداكثر  نشان مي دهد در هيچ يك از ماههاي سال متوسط حداكثر دما زير صفر نبوده  به طوري كه كمترين حداكثر دما در بهمن ماه با 4.5 درجه سانتيگراد وبيشترين حداكثر دما در مرداد ماه با 33.6 درجه سانتيگراد اتفاق افتاده است . بنابراين با توجه به نمودار حداقل و حداكثر متوجه مي شويم كه بهمن ماه سردترين و مرداد ماه گرمترين ماه سال در شهرستان نورآباد مي باشد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمودار بارندگي :

با توجه به آمار متوسط ماهيانه  بارندگي شهرستان نورآباد، بيشترين بارندگي ماهيانه  مربوط به آذر ماه مي باشد كه به مقدار 109 ميليمتر ثبت گرديده و كمترين بارندگي به مقدار 6/0 ميليمتر مربوط به شهريور ماه مي باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


همانطور كه نمودار بارندگي چهارساله شهرستان نورآباد نشان مي دهد بيشترين بارندگي مربوط به سال 82 مي باشد كه مقدار آن 536 ميليمتر بوده و كمترين بارندگي مربوط به سال 79 با 438 ميليمتر ميباشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


با توجه به آمار ذكر شده شهرستان نورآباد از مناطق پر باران استان بوده كه با توجه بيشتر مسئولين و تلاش مردم منطقه مي توان استفاده  هاي بهينه اي از اين نعمت خدادادي در جهت پيشبرد اهداف اقتصادي در زمينه هاي كشاورزي و نيرو از آن نمود.

نمودار روزهاي همراه با يخبندان :

به طور كلي متوسط روزهاي يخبندان در اين شهرستان نسبت به ساير نقاط استان از فراواني بيشتري برخوردار است كه اين امر همان طور كه قبلاً ذكر شد ناشي از عرض جغرافيايي بالاتر و ارتفاع  و توپوگرافي منطقه مي باشد . متوسط روزهاي يخبندان در اين شهرستان 97 روز مي باشد و به طور كلي در شش ماه از سال هيچ گونه يخبنداني وجود ندارد . بيشترين فراواني روزهاي همراه با يخبندان به ترتيب با 27 و 26 روز در ماههاي بهمن و دي مي باشد و كمترين مقدار نيز مربوط به ماه آبان با 6 روزمي باشد . آگاهي از فراواني وقوع يخبندان در يك منطقه از اهميت شاياني در جهت امور كشاورزي و طرز كاشت و داشت محصولات حساس به سرما و همچنين تامين به موقع مواد سوختي جهت رفاه حال مردم منطقه مي باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمودارهاي حداقل و حداكثر مطلق دما:

 

معمولاً علاوه بر متوسط دماي معمولي لازم است كه حداكثر مطلق و حداقل مطلق دمايي كه در طول يك دوره معين مثلاً يك شبانه روز  اتفاق افتاده نيز اندازه گيري شود .  حداقل مطلق دما معمولاً بين ساعات 5 الي 6 صبح و حداكثر مطلق نيز معمولاً بين ساعات 2 تا 3 بعدازظهر اتفاق مي افتد.

پائين ترين حداقل مطلق دما در شهرستان نورآباد طي اين دوره آماري در بهمن ماه با دماي16.4 درجه سانتيگراد گزارش گرديده است . همچنين در 5 ماه از سال حداقل مطلق دما زير صفر گزارش گرديده است .

بيشترين حداقل مطلق دما  در شهرستان دلفان مربوط به ماه مرداد با 12.3 درجه سانتيگراد بوده است

بيشترين حداكثر مطلق دما مربوط به مرداد ماه با 36 درجه سانتيگراد بوده و كمترين حداكثر مطلق دما مربوط به بهمن ماه  با 10.6 درجه سانتيگراد بوده است .

در هيچ ماهي از سال دماي حداكثر به كمتر از 10 درجه سانتيگراد نرسيده و نكته قابل توجه اين كه در تمام ماهها دما از نوسان زيادي برخوردار بوده است به طوري كه در بيشتر ماهها به 20 درجه بيشتر رسيده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمودارهاي معدل حداقل و حداكثر رطوبت :

 

با توجه به نمودارهاي متوسط بيشترين حداقل رطوبت در شهرستان نورآباد 55 درصد بوده كه مربوط به بهمن ماه ميباشد

كمترين حداقل رطوبت در اين شهرستان 8 درصد بوده كه مربوط به ماههاي مرداد و شهريور ميباشد  با توجه به داده هاي فوق مرطوبترين ماه سال به طور متوسط بهمن ماه و خشكترين ماههاي سال مرداد و شهريور ميباشند.

بيشترين معدل حداكثر رطوبت مربوط به ماههاي آذر ، دي و بهمن ماه ميباشد كه به ترتيب 89- 88 88 و 76 درصد بوده و پائين ترين معدل حداكثر رطوبت مربوط به مرداد بوده كه ميزان آن 30 درصد مي باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


منابع و مآخذ

1-   نظری . رضا. جغرافیای طبیعی دلفان . انتشارات ایران زمین. تهران 1389

2-   اداره هواشناسی شهرستان دلفان

 

 

فرازهایی از دعای امام سجاد (ع) در وداع ماه مبارک رمضان دعای شماره 45

ای خداوند ! ای که بر عطا عوض نمی طلبی و از بخشش پشیمان نمی شوی و یا بنده خود به مانند او رفتار نمی کنی .

خدایا ! تو ماه رمضان را از بزرگ ترین تکالیف و عظیم ترین واجبات قراردادی و از ماه های دیگر به برکتش مخصوص داشتی و از سایر اوقات برگزیدی و بر همه از منه برتری دادی ، چون قرآن و نور هدایت را در این ماه فرستادی ، ثواب ایمان را در آن چند برابر کردی و روزه را فریضه گردانیده و شب زنده داری را مرغوب شمردی و شب قدر را بزرگ داشتی که بهتر از هزارماه است . این ماه در میان ما چندی بماند و خوب همنشینی بود و بهترین سودهای جهان را برای ما آورد و چون وقت او به سر آمد و مدتش به انجام رسید و شماره روزهایش پایان یافت ، آهنگ جدایی کرد . پس او را بدرود گوییم اما جدایی او بر ما سخت ناگوار است ، باز گشتن او ما را اندوهگین ساخت و به وحشت افکند ، حق صحبت او بر عهده ما بماند و رعایت حرمتش واجب آمد و ادای حقش لازم ، پس گوییم سلام بر تو باد ! ای ماه بزرگ خدای و جشن دوستان او . سلام بر تو ! که پیش از آمدن آرزوی تو را داشتیم و پیش از رفتن از مفارقت تو اندوهگین بودیم .

سلام بر تو ! چه بدی ها که به یمن تو از ما گذشت و چه نیکی ها که به برکت تو بر ما ریزان شد .

سلام بر تو ! که دیروز به تو مشتاق بودیم و فردا آرزوی تو را می کشیم .

خدایا درود بر محمد و آل او فرست و هرکس تا روز قیامت این ماه را روزه دارد و تو را عبادت کند ، برای ما به اندازه ثواب او مقرر دار و بنویس .

 

«شرکت جوانان هسته در راهپیمایی روز جهانی قدس »

امام خمینی (ره)

روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملت های مستضعف معلوم شود باید ملت های مستضعف در قبایل مستضعفین اعلام وجود کنند .

هسته فرهنگی جوان عروج در راهپیمایی روز جهانی قدس شرکت کردند و انزجا خود را از دولت های غاصب و رژیم صهیونیستی اعلام کردند . هدف جوانان هسته در این راهپیمایی حمایت از مردم فلسطین بود .

زن در ادیان مختلف (قاره آسیا )»

در دوره ساسانی 1- در دین دوره زن شخصیت حقوقی نداشت و به عنوان شی مطرح بود که تحت سرپرستی پدر و بعد شوهر و بعد هم پسر بود .

زن در سومر (بین النهرین ، عراق کنونی )

1-    زن دارای امتیاز بازرگانی بود

2-    گاهی زن به مقام ملکه ای می رسد اما در زمان های بحرانی کار در دست مردان بود .

3-    حتی اجازه فروش زن و مرد از نظر حقوقی و کیفری یکسان نبوده است .

زن در هندوستان : در فرهنگ هند زن  دروازه اصلی جهنم معرفی شده بود .

1-    از نظر هندوان زن موجودی فرعی برای مرد محسوب می شد بنابراین فقط تا وقتی شوهر زنده است حقوق و با مرگ شوهر او هم بمیرد تا در دنیای دیگر به شوهر خدمت کند .

2-    برخی اقلیت های هندی قائل بودند که زندگی زناشویی سراسر پلیدی و نجاسات و تولید نسل گناه است . اگر زنی از فرمان شوهر سرباز زند در تناسخ بعدی شغال خواهد بود .

«راه حل هایی برای خواب صحیح جوانان و اثرات مرگ و موسیقی ها»

راه حل هایی برای خواب

1-    کاستن از ساعت خواب و زیاد نخوابیدن

2-    جوان سعی کند با حالت خستگی بخوابد

3-    قبل از خواب خود را تخلیه نماید .

4-    هنگام خواب خود را به ذکر مشغول نماید .

5-    سعی کند قبل از خواب کتابی را بخواند تا چشم خسته شود .

اثرات مرگ :

1-    یاد مرگ از نشانه های الهی است

2-    یاد مرگ اصلاح گر انسان است .

3-    یاد مرگ پاک کننده گناهان است .

4-    یاد مرگ نشانه زیرکی مومن است .

5-    یاد مرگ از بین برنده لذت های حرام است .

موسیقی ها به سه قسم اصلی تقسیم می شوند :

1-    موسیقی هایی که حالت روحانی در انسان ایجاد می کنند که گوش دادن به اینها اشکال ندارد .

2-    موسیقی هایی که به مجالس لهو و لعب اختصاص دارد و شهوت را تحریک می کند که گوش دادن به آن حرام است .

3-    موسیقی های مشکوک که از گوش دادن به آنها باید اجتناب کرد البته حرام نیست .